‏نمایش پست‌ها با برچسب sedarat. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب sedarat. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ آذر ۲۴, یکشنبه

علی صدارت : ابهام در لائیسیته و مذهب شیعه


 علی صدارت : ابهام در لائیسیته و مذهب شیعه
سرکوب و خفقان و ستمگری رژیمی که دین را دستمایۀ سرکوب  بر مردم ایران از هر نوع دین و مذهب و عقیده و مرامی نموده ، بعد از سه دهه، بیش از هر زمان در تاریخ ایران، اهمیت لائیسیته را هویدا کرده است.  تمایل به همگرائی‌‌ها در افراد و گروههای مختلف فراوانتر از گذشته به چشم می‌آید. با در نظر گرفتن مطالبی که اخیرا در بعضی سایتها دیده‌ام، باز کردن باب گفتگو را با مقالۀ   "ابهام در لائیسیته و سربازان گمنام امام زمان" (2) آغاز کردم و  در ادامه  " ابهام در لائیسیته و نیاز به شفاف‌گردانی این و سایر مفاهیم مردمسالاری: اعلامیۀ جهانی لائیسیته و به مناسبت یکصدوهشتمین سال‌گرد قانون لائیسیته " (3) را منتشر کردم و اکنون موضوعی را که به تعبیر صاحب این قلم، در امروز و فردای وطن و سرنوشت نسلهای هموطن نقشی بس حیاتی دارد را، در امروز که هشتمین سال‌روز اعلامیۀ جهانی لائیسیته است، با بحث ذیل  ادامه می‌دهم.

۱۳۹۲ مهر ۱۸, پنجشنبه

علی صدارت : دو پرسش! در این تصویر، این ده نفر کیستند؟ این سه نفر کیستند؟ کمیتۀ سه نفری مرگ از زندانیان دو-سه سوأل میکرد و برای مرگ و زندگی آنها تصمیم می‌گرفت. یکی از آن سه (پورمحمدی)، مسئول "دادگستری"در حکومت آقای روحانی گشت!








دو پرسش!
در عکس فوق، این ده نفر کیستند؟
در عکس فوق، این سه نفر کیستند؟
این ده نفر کیستند؟ پا بر روی سکویی سست و  گردن در طنابی سخت و زمخت ولی به رنگ آسمانها و دریاها،.... همه همرنگ.
این سه نفر کیستند؟ دو نفری که آمادۀ خالی کردن زیر پای آن ده نفر و آن یک نفری که دوربین به دست، فاجعۀ ملی کشتارهای دهۀ 60 را در تاریخ ثبت می‌کند. 
آن ده نفر، با هر اندیشه‌ای، به جرم دگراندیشی، با نثار جان خود، بیانگر ژرفای فاجعه، در پهنای تاریخ  و در ژرف جامعه  هستند.  پهنای آسمانها..... ژرفای دریاها..... با همان رنگی که طناب بر گردنشان دارد. همه همرنگ. در ساعاتی بعد از ضبط و شهادت این لحظه،  آن ده نفر به خاوران رفتند. خاورانی که خورشید همیشه در آن طالع می‌ماند و شهادت ابدی خورشید در پاره‌ای دیگر از خاک وطن، که در آنها باختری نیست. آن ده نفر شهیدند، شاهدند. آن ده نفر رفتند و  ماندند!

۱۳۹۲ مهر ۱, دوشنبه

نقش‏ها در ادامه و اداره جنگ بنا بر «عبور از بحران» رفسنجانی/فرماندهى جنگ بدست رفسنجانی و استفاده از موجهاى انسانى بجاى اسلحه و فن نظامى...


در سالگرد تجاوز عراق به ایران، فرصت را براى معرفى كسانى كه در ادامه جنگ و رهبرى آن به شكست نقش داشته‏اند را، با مراجعه به «عبور از بحران»، يادداشتهاى روزانه هاشمى رفسنجانى در سال 60، معرفى می كنيم. این مطلب در روزنامه انقلاب اسلامی شماره 498 در تاریخ 28 شهریور تا 10 مهر 1379 منتشر شده است. اینک بخش سوم و آخر این مقاله را مطالعه می کنید. یادآوری می شود که در طول 9 ماه جنگ به فرماندهی ابوالحسن بنی صدر، ایران 5000 کشته و 28000 زخمی داشت. براساس آمار منتشره از سوی بنیاد شهید اسلامی، آمار  کشته های هشت سال جنگ ۱۸۸ هزار و ۱۵ نفر است...

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

علی صدارت: ابهام در لائیسیته و سربازان گمنام امام زمان



علی صدارت: ابهام در لائیسیته و سربازان گمنام امام زمان

مردمسالاری به معنی اعمال حق حاکمیت و ولایت توسط جمهور شهروندان، و تعیین سرنوشت فردی و ملی توسط  خود شهروندان و نه قدرتها، در فرهنگ لغات جامعۀ سیاسی و نیز جامعۀ مدنی بیش از پیش مورد مصرف دارد. با فراوانی رسانه‌های همگانی غیروابسته به قدرت و افزایش راههای مختلف ارتباط افکار عمومی با یکدیگر در عرض جغرافیای  داخل و خارج از مرزهای وطن، آگاهی شهروندان ایرانی به حقوق خود، از پیش، بیش شده است. گفتگوها در فضای عمومی و رسمی و نیز در محیطهای خصوصی و غیررسمی، در باب مفهوم دموکراسی و مردمسالاری و اصول و مفاد آن نیز به شفاف شدن این مباحث و مفاهیم، کمک نموده است. یکی از ارکان ضروری مردمسالاری لائیسیته است. رکنی که نیاز به شفاف‌گرائی و روشنگری  آن، افزون گشته است.
بعد از گذشت بیش از سه دهه از عمر رژیم ولائی و رسوا شدن دروغ دین دولتی و دولت دین، از تعداد کسانی که با باوری از جان و دل از رژیم دفاع می‌کنند پیوسته کمتر و کمتر می‌شود.

۱۳۹۱ آبان ۳۰, سه‌شنبه

علی صدارت: این نوشته را صرفا بر علیه دولت اسرائیل نمی‌نویسم!


علی صدارت: این نوشته را صرفا بر علیه دولت اسرائیل نمی‌نویسم!
در این نوشتار کوتاه، روی سخنم با هموطنانم است. هموطنان مسلمان، هموطنان کلیمی، و هموطنانی که به دینهای دیگر باورمند هستند و نیز به همۀ آنها که به هیچ دینی باور ندارند. روی سخنم با آقایان اوباما و یا نتانیاهو و امثالهم نیست. روی سخنم با سازمان ملل متحد و یا پارلمان اروپا و سایر از دست نیست. خطابم به این و یا آن ابرقدرت نیست. مردم را مخاطب دارم. مردم و افکار عمومی را تواناترین ابرقدرت می‌دانم. این نوشته را صرفا بر علیه دولت اسرائیل نمی‌نویسم، بر  له مردم و افکار عمومی دنیا می‌نویسم، چرا که قدرت را ناتوان و جمع مردم را توانا می‌دانم.
جنایات دولت اسرائیل علیه حقوق بشر به حملۀ وحشیانۀ اخیر این رژیم به غزه منحصر نمیشود. در این مختصر، بنا ندارم که بر علیه دولت اسرائیل به طور مقطعی، واکنش شوم و تا وقتی که جنایت دیگری پوشش رسانه‌ای بگیرد (که اکثرا هم نمیگیرد)، در مقابل جنایات رژیم اسرائیل و صهیونیسم بر علیه بشریت و خصوصا فلسطینیان و نسل‌کشی آنها، ساکت بمانم.

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه

علی صدارت: ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری، تشکیل جبهه‌ای حقوقمدار و لائیک متشکل از هسته‌های مردمسالار-بخش سوم




علی صدارت:  برخی خاصه‌ها و عوامل پیروزی هسته‌های مردمسالارِ تشکیل دهندۀ جبهۀ حقوقمدار- بخش سوم


1-شفاف بودن هدف: 


حاکمیت، متعلق به جمهور مردم، و ولایت از آن جمیع مردم است. ولی باید پیوسته بخود یادآوری کرد که ولایت و حاکمیت مردم، یک برکۀ ایستا نیست، بلکه یک رودخانۀ  پرخروش است.  یک صفت نیست، بلکه  یک فعل است؛ و برای نگهداری از آن، باید پیوسته فعال بود؛ و در صورت انفعال، خلاء مالکیتِ آنرا، نه حقوقمداران، بلکه همیشه قدرتمداران  پر می‌کنند و آنرا با خشونت، در حاکمیت تملک خود، به انحصار در می‌آورند؛ و در صورت  انفعال بیشتر مردم، ولی مطلقه می‌شوند.
بنیان عقیده و تفکر، اگر انواع گفتمانهای قدرت باشد، با مردمسالاری، که همانا حاکمیت جمهور مردم است، ناسازگاری دارد. حاکمیت، از آن جمهور مردم است. ولایت انحصاری، چه مطلقه و چه حتی غیر آن، از هر نوعی که باشد، چه دینی و چه غیر آن، بالاخره، از بن‌بست  استبداد و خفقان و سرکوب، سر درمی‌آورد. بیانهای قدرت، صورتهای متفاوت پیدا می‌کنند ولی در اصل و ریشه، یکی هستند.
در دنیای ماده، قدرت، وجودی ذاتی ندارد و از توازن و روابط قوا، عارض می‌شود.

۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

علی صدارت: ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری، تشکیل جبهه‌ای حقوقمدار و لائیک متشکل از هسته‌های مردمسالار. بخش دوم



علی صدارت: بعضی خاصه‌ها و دلایل بی‌ثمر ماندن تلاشهای افراد و تشکیلات سیاسی و بوجود نیآمدن یک جبهۀ مردمسالار و حقوقمدار- بخش دوم

در عرض چند دهۀ گذشته، تشکیلات سیاسی متفاوتی از پی هم آمده و در پی نااقبالی از مردم، رفته‌اند.  آیا فعالین سیاسی به اندازۀ کافی از این تجربه‌های ناموفق، درس گرفته‌اند که بتوانند روش فعالیت در هسته‌های مردمسالار و حقوقمند را ابتکار کنند؟ آیا از این اشخاص و گروه‌ها، هسته‌هائی توانسته‌اند با فعالتر کردن استعداد رهبری خود، در این موقعیت قرار بگیرند و با مشروعیت گرفتن از مردم و در میان مردم، کشور را به سمت مردمسالاری سوق دهند؟ آیا مردم به اندازۀ کافی از این تجربه‌های ناموفق، درس گرفته‌اند و راه حل اصلی را در مشارکت پیوسته و هرچه بیشتر در تعیین سرنوشت خویش می‌بینند؟
تحلیل و تجزیۀ علل ناکام ماندن مبارزات دیرینۀ مردمسالاری در ایران نیاز به تحقیقات گستردۀ آکادمیک و دانشگاهی در ایرانی آزاد و بدون سانسور و خفقان و سرکوب دارد. این چنین تحقیقاتی، در جهت استقرار و استمرار مردمسالاری نه تنها در ایران و در منطقه، که در دنیا، اثر گذار خواهد بود. 

1- باور به اصالت قدرت.  

باور به اصالت قدرت.  در بن‌مایۀ  تفکر و تعقل بعضی از اشخاص و تشکیلات و گروههای "اپوزیسیون"، تقدس قدرت تا حدی عمیق است که مردم آنها را از قماش گردانندگان رژیم جمهوری اسلامی می‌بینند و به آنها اقبالی ندارند.

۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه

علی صدارت: ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری، تشکیل جبهه‌ای حقوقمدار و لائیک متشکل از هسته‌های مردمسالار-بخش اول


 علی صدارت: ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری،
تشکیل جبهه‌ای حقوقمدار و لائیک متشکل از هسته‌های مردمسالار

جنبش، با جرقه‌ای روشن می‌گردد و جوشش با بهانه‌ای به فوران در می‌آید. نباید منتظر شد، باید جرقه را زد، باید بهانۀ فوران را تهیه کرد.
جوانان یک جامعه، که موقع حیات اجتماعی آنها در آینده است، به عنوان نیروی محرکه اصلی در این کارزار، نقش می‌جویند. جوانان برای رسیدن به آن آینده‌ و سرنوشت، بر سر یک نوع دوراهی قرار دارند. یکی راه خودجوشی و جنبش و حیات؛ و دیگری، راه بی تفاوتی و انفعال و ممات. ساختن آن فردا، منوط به درس‌گیری از گذشته، و عمل در زمان حال است.
پرسیده می‌شود که راه حل عملی چیست؟ برای دستیابی به مردمسالاری، در عمل، چه باید کرد و چه وسیله‌هائی را باید بکار برد؟ هر هدفی را، با وسیله‌هائی که برای رسیدن به آن بکار گرفته میشود، میتوان سنجید. نمیتوان با خشونت و زور و تخریب و هژمونی و انحصار‌طلبی، انتظار داشت آسیبهای موجود، از فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی ما رخت بربندد. باید یک اصول حداقلی را ملاک قرار داد که هر فردی، فرا از گروه و حزبی که به آن وابسته است، و هر حزب و گروهی، فرا از ایدئولوژی و باورهایش، به آن اصول و حداقل‌ها، معتقد و وفادار بمانند. از جمله اشکالاتی که  پیوسته، سد راه جلب همکاری‌ها بوده است، اینست که افراد و گروهها، بدون اهمیت دادن به نگرش در اصول و مبانی پیشنهادی و روشها و عمل‌کردها، اکثراً به این نگریسته‌اند که چه کسی و چه گروهی در آن جبهه حاضر است. جلب همکاری‌ها، کمتر بر اساس اصول، و بیشتر بر اساس لشکر‌کشی‌های گروهی بوده است.
علی رغم اینکه از بعد از سال 1357 تا به امروز، بهار عرب و جنبشهای مشابه، در بسیاری کشورهای دنیای امروزه دیده می‌شود، ولی شاید در کمتر این ممالک، سابقه مبارزۀ سیاسی به دیرینگی آن در ایران باشد. ولی در ایران انواع و اقسام احزاب و تشکیلات، از پی هم آمده و بسیاری رفته‌اند و از آنها جز اسمی باقی نمانده است. عوامل متعددی را می‌توان در این آسیب‌شناسی، تفصیل کرد

۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه

علی صدارت : ضرورت تشکیل جبهه و خواص آن







علی صدارت : ضرورت تشکیل جبهه و خواص آن
تحولات سیاسی در ایران سیری سریع پیدا کرده است. بخصوص از خرداد 1388 بدین سو، پرده ها دریده شده اند، بدان معنی که چهرهء واقعی نظام توسط "هر ایرانی یک خبرنگار" نه تنها به افکار عمومی ایران بلکه به افکار بدنهء نیروهای نظامی و انتظامی و از آن فراتر به افکار عمومی دنیا واضح، شناسانده شده است. افکار عمومی ایرانیان خود را باز یافت، در بدنهء نیروهای انتظامی و نظامی تردیدها و استعفاها... و اعتراضها و دستگیریها... مشاهده شد و افکار عمومی دنیا حساب ایران و ایرانی را از احمدی نژادها و خامنه ای ها... از سوئی و از رفسنجانی ها و ... از سوی دیگر مجزا نمود. از طرفی دیگر اعتماد به نفس توده ها، به یمن شرکت کاملا خودجوش و همگانی، بازیافته شد و بار دیگر ایرانی در پهنهء گیتی، نمونهء آزادی و آزادی خواهی و آزادگی گردید. "ایرانیزاسیون" از نیویورک در امریکا تا پادووا در ایتالیا سرمشق و رویه و تحسین شد.
شعارهای شعورمند در روز قدس، حکومت کودتا و ولی مطلقهء فقیه و دولت حامیش را مطرود، و بدیل مطلوب ِمردم را نمایان نمود. شفافیت وجدان جمعی به افکار عمومی ایران و جهان، مشخصات بدیل بایسته را اعلام نمود:
جنبش خودجوش، رفراندمی منفی بود به آرای اصلاح طلبان ِ خواستار "فشار از پائین و چانه زنی از بالا" و همه پرسی مثبتی بود به بدیلی خارج از نظام ولایت مطلقهء فقیه. ولایت جمهور مردم شرط اول ورود به میدان مبارزه گردید.