علی صدارت:
ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری،
تشکیل جبههای
حقوقمدار و لائیک متشکل از هستههای مردمسالار
جنبش، با جرقهای روشن میگردد و
جوشش با بهانهای به فوران در میآید. نباید منتظر شد، باید جرقه را زد، باید
بهانۀ فوران را تهیه کرد.
جوانان یک جامعه، که موقع حیات
اجتماعی آنها در آینده است، به عنوان نیروی محرکه اصلی در این کارزار، نقش میجویند.
جوانان برای رسیدن به آن آینده و سرنوشت، بر سر یک نوع دوراهی قرار دارند. یکی
راه خودجوشی و جنبش و حیات؛ و دیگری، راه بی تفاوتی و انفعال و ممات. ساختن آن
فردا، منوط به درسگیری از گذشته، و عمل در زمان حال است.
پرسیده میشود که راه حل عملی
چیست؟ برای دستیابی به مردمسالاری، در عمل، چه باید کرد و چه وسیلههائی را باید
بکار برد؟ هر هدفی را، با وسیلههائی که برای رسیدن به آن بکار گرفته میشود، میتوان
سنجید. نمیتوان با خشونت و زور و تخریب و هژمونی و انحصارطلبی، انتظار داشت
آسیبهای موجود، از فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی ما رخت بربندد. باید یک
اصول حداقلی را ملاک قرار داد که هر فردی، فرا از گروه و حزبی که به آن وابسته
است، و هر حزب و گروهی، فرا از ایدئولوژی و باورهایش، به آن اصول و حداقلها،
معتقد و وفادار بمانند. از جمله اشکالاتی که
پیوسته، سد راه جلب همکاریها بوده است، اینست که افراد و گروهها، بدون
اهمیت دادن به نگرش در اصول و مبانی پیشنهادی و روشها و عملکردها، اکثراً به این
نگریستهاند که چه کسی و چه گروهی در آن جبهه حاضر است. جلب همکاریها، کمتر بر
اساس اصول، و بیشتر بر اساس لشکرکشیهای گروهی بوده است.
علی رغم اینکه از بعد از سال
1357 تا به امروز، بهار عرب و جنبشهای مشابه، در بسیاری کشورهای دنیای امروزه دیده
میشود، ولی شاید در کمتر این ممالک، سابقه مبارزۀ سیاسی به دیرینگی آن در ایران
باشد. ولی در ایران انواع و اقسام احزاب و تشکیلات، از پی هم آمده و بسیاری رفتهاند
و از آنها جز اسمی باقی نمانده است. عوامل متعددی را میتوان در این آسیبشناسی،
تفصیل کرد