‏نمایش پست‌ها با برچسب هسته های حقوقمند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هسته های حقوقمند. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ دی ۱۰, سه‌شنبه

آیا شلر، بوعزیزی ایران است؟


آیا ما مردم ایران در رابطه با خودکشی دخترمان  شلر، همانگونه عمل خواهیم کرد که
مردم تونس در رابطه با خودکشی بوعزیزی عمل کردند؟
جنبش خودجوش فراگیر، در آزادگی و خود انگیختگی و استقلال، روشی بود که دنیا از ایرانیان انساندوست و وطن‌پرست آموخت.
باید تلاش کنیم که اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی به تعداد بیشتری از هموطنان بازگردد.
بافعال شدن هسته‌های مردمی حقوقمدار و با هرچه فراگیرتر شدن جنبش است که همۀ اسلحه‌ها در دست نیروهای سرکوب، بی‌اثر می‌گردند و مبارزه، خششونت‌زدا میگردد. در این صورت است  میتوانیم به دادخواهی از حق حیات شلر و همۀ شلرها به کمک همدیگر به پا خیزیم.
یادمان باشد که در نظام ولایت مطلقه، هرکدام از ما (و هرکدام ازجگرگوشه‌هایمان) میتوانیم در موقعیت شلر و بیشمار شلرها باشیم.  خود را یک لحظه به جای فرزندان میهن که درست در همین لحظه در زندانهای رژیم ولایت مطلقه زیر شکنجه و تجاوز هستند فرض کنیم.... یک لحظه چشمانمان را بربندیم و فرض کنیم که در آن موقعیت که دستمان از تمام دنیا کوتاه است قرار داریم.... از خود بپرسیم که در آن وضعیت، از هموطنانی که در بیرون زندانها "آزاد" هستند، چه انتظاری می‌داشتیم؟ از ته دل از همۀ مردمان چه تقاضا و استمدادی را درخواست می‌کردیم؟...... در این حالت است که خلاقیت و ابتکار و خودانگیختگی هر انسانی برای کمک به انسانی دیگر، کمک به انسانهای دیگر، شکوفا میگردد.
هر کدام از ما بسته به سن و سلیقه و تحصیلات و تخصص و محل کار و زندگی و.... میتوانیم در کمال امنیت، با یکی دو سه نفر در بیامیزیم و همفکری و همیاری کنیم و در "هسته"ها، برای احقاق حقوق انسانها، فعال شویم. در این زمینه، خلق هر ابتکاری و انجام هر کاری، بهتر از این است که با انفعال خود به بقای رژیم کمک کنیم. هرکاری در این زمینه، هرچقدر هم به نظر در طاهر کوچک به نظر بیاید، بهتر از تحقیر انفعال است.
برازاندۀ انسان ایرانی، این نیست که بر ما می‌رود.

آیا شلر،  بوعزیزی   ایران  است؟

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد

آیا ما مردم ایران در رابطه با خودکشی دخترمان  شلر، مثل مردم تونس در رابطه با خودکشی بوعزیزی عمل خواهیم کرد؟

۱۳۹۲ مهر ۱۸, پنجشنبه

علی صدارت : دو پرسش! در این تصویر، این ده نفر کیستند؟ این سه نفر کیستند؟ کمیتۀ سه نفری مرگ از زندانیان دو-سه سوأل میکرد و برای مرگ و زندگی آنها تصمیم می‌گرفت. یکی از آن سه (پورمحمدی)، مسئول "دادگستری"در حکومت آقای روحانی گشت!








دو پرسش!
در عکس فوق، این ده نفر کیستند؟
در عکس فوق، این سه نفر کیستند؟
این ده نفر کیستند؟ پا بر روی سکویی سست و  گردن در طنابی سخت و زمخت ولی به رنگ آسمانها و دریاها،.... همه همرنگ.
این سه نفر کیستند؟ دو نفری که آمادۀ خالی کردن زیر پای آن ده نفر و آن یک نفری که دوربین به دست، فاجعۀ ملی کشتارهای دهۀ 60 را در تاریخ ثبت می‌کند. 
آن ده نفر، با هر اندیشه‌ای، به جرم دگراندیشی، با نثار جان خود، بیانگر ژرفای فاجعه، در پهنای تاریخ  و در ژرف جامعه  هستند.  پهنای آسمانها..... ژرفای دریاها..... با همان رنگی که طناب بر گردنشان دارد. همه همرنگ. در ساعاتی بعد از ضبط و شهادت این لحظه،  آن ده نفر به خاوران رفتند. خاورانی که خورشید همیشه در آن طالع می‌ماند و شهادت ابدی خورشید در پاره‌ای دیگر از خاک وطن، که در آنها باختری نیست. آن ده نفر شهیدند، شاهدند. آن ده نفر رفتند و  ماندند!

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

علی صدارت: ابهام در لائیسیته و سربازان گمنام امام زمان



علی صدارت: ابهام در لائیسیته و سربازان گمنام امام زمان

مردمسالاری به معنی اعمال حق حاکمیت و ولایت توسط جمهور شهروندان، و تعیین سرنوشت فردی و ملی توسط  خود شهروندان و نه قدرتها، در فرهنگ لغات جامعۀ سیاسی و نیز جامعۀ مدنی بیش از پیش مورد مصرف دارد. با فراوانی رسانه‌های همگانی غیروابسته به قدرت و افزایش راههای مختلف ارتباط افکار عمومی با یکدیگر در عرض جغرافیای  داخل و خارج از مرزهای وطن، آگاهی شهروندان ایرانی به حقوق خود، از پیش، بیش شده است. گفتگوها در فضای عمومی و رسمی و نیز در محیطهای خصوصی و غیررسمی، در باب مفهوم دموکراسی و مردمسالاری و اصول و مفاد آن نیز به شفاف شدن این مباحث و مفاهیم، کمک نموده است. یکی از ارکان ضروری مردمسالاری لائیسیته است. رکنی که نیاز به شفاف‌گرائی و روشنگری  آن، افزون گشته است.
بعد از گذشت بیش از سه دهه از عمر رژیم ولائی و رسوا شدن دروغ دین دولتی و دولت دین، از تعداد کسانی که با باوری از جان و دل از رژیم دفاع می‌کنند پیوسته کمتر و کمتر می‌شود.

۱۳۹۱ آبان ۳۰, سه‌شنبه

علی صدارت: این نوشته را صرفا بر علیه دولت اسرائیل نمی‌نویسم!


علی صدارت: این نوشته را صرفا بر علیه دولت اسرائیل نمی‌نویسم!
در این نوشتار کوتاه، روی سخنم با هموطنانم است. هموطنان مسلمان، هموطنان کلیمی، و هموطنانی که به دینهای دیگر باورمند هستند و نیز به همۀ آنها که به هیچ دینی باور ندارند. روی سخنم با آقایان اوباما و یا نتانیاهو و امثالهم نیست. روی سخنم با سازمان ملل متحد و یا پارلمان اروپا و سایر از دست نیست. خطابم به این و یا آن ابرقدرت نیست. مردم را مخاطب دارم. مردم و افکار عمومی را تواناترین ابرقدرت می‌دانم. این نوشته را صرفا بر علیه دولت اسرائیل نمی‌نویسم، بر  له مردم و افکار عمومی دنیا می‌نویسم، چرا که قدرت را ناتوان و جمع مردم را توانا می‌دانم.
جنایات دولت اسرائیل علیه حقوق بشر به حملۀ وحشیانۀ اخیر این رژیم به غزه منحصر نمیشود. در این مختصر، بنا ندارم که بر علیه دولت اسرائیل به طور مقطعی، واکنش شوم و تا وقتی که جنایت دیگری پوشش رسانه‌ای بگیرد (که اکثرا هم نمیگیرد)، در مقابل جنایات رژیم اسرائیل و صهیونیسم بر علیه بشریت و خصوصا فلسطینیان و نسل‌کشی آنها، ساکت بمانم.

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه

علی صدارت: ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری، تشکیل جبهه‌ای حقوقمدار و لائیک متشکل از هسته‌های مردمسالار-بخش سوم




علی صدارت:  برخی خاصه‌ها و عوامل پیروزی هسته‌های مردمسالارِ تشکیل دهندۀ جبهۀ حقوقمدار- بخش سوم


1-شفاف بودن هدف: 


حاکمیت، متعلق به جمهور مردم، و ولایت از آن جمیع مردم است. ولی باید پیوسته بخود یادآوری کرد که ولایت و حاکمیت مردم، یک برکۀ ایستا نیست، بلکه یک رودخانۀ  پرخروش است.  یک صفت نیست، بلکه  یک فعل است؛ و برای نگهداری از آن، باید پیوسته فعال بود؛ و در صورت انفعال، خلاء مالکیتِ آنرا، نه حقوقمداران، بلکه همیشه قدرتمداران  پر می‌کنند و آنرا با خشونت، در حاکمیت تملک خود، به انحصار در می‌آورند؛ و در صورت  انفعال بیشتر مردم، ولی مطلقه می‌شوند.
بنیان عقیده و تفکر، اگر انواع گفتمانهای قدرت باشد، با مردمسالاری، که همانا حاکمیت جمهور مردم است، ناسازگاری دارد. حاکمیت، از آن جمهور مردم است. ولایت انحصاری، چه مطلقه و چه حتی غیر آن، از هر نوعی که باشد، چه دینی و چه غیر آن، بالاخره، از بن‌بست  استبداد و خفقان و سرکوب، سر درمی‌آورد. بیانهای قدرت، صورتهای متفاوت پیدا می‌کنند ولی در اصل و ریشه، یکی هستند.
در دنیای ماده، قدرت، وجودی ذاتی ندارد و از توازن و روابط قوا، عارض می‌شود.

۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

علی صدارت: ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری، تشکیل جبهه‌ای حقوقمدار و لائیک متشکل از هسته‌های مردمسالار. بخش دوم



علی صدارت: بعضی خاصه‌ها و دلایل بی‌ثمر ماندن تلاشهای افراد و تشکیلات سیاسی و بوجود نیآمدن یک جبهۀ مردمسالار و حقوقمدار- بخش دوم

در عرض چند دهۀ گذشته، تشکیلات سیاسی متفاوتی از پی هم آمده و در پی نااقبالی از مردم، رفته‌اند.  آیا فعالین سیاسی به اندازۀ کافی از این تجربه‌های ناموفق، درس گرفته‌اند که بتوانند روش فعالیت در هسته‌های مردمسالار و حقوقمند را ابتکار کنند؟ آیا از این اشخاص و گروه‌ها، هسته‌هائی توانسته‌اند با فعالتر کردن استعداد رهبری خود، در این موقعیت قرار بگیرند و با مشروعیت گرفتن از مردم و در میان مردم، کشور را به سمت مردمسالاری سوق دهند؟ آیا مردم به اندازۀ کافی از این تجربه‌های ناموفق، درس گرفته‌اند و راه حل اصلی را در مشارکت پیوسته و هرچه بیشتر در تعیین سرنوشت خویش می‌بینند؟
تحلیل و تجزیۀ علل ناکام ماندن مبارزات دیرینۀ مردمسالاری در ایران نیاز به تحقیقات گستردۀ آکادمیک و دانشگاهی در ایرانی آزاد و بدون سانسور و خفقان و سرکوب دارد. این چنین تحقیقاتی، در جهت استقرار و استمرار مردمسالاری نه تنها در ایران و در منطقه، که در دنیا، اثر گذار خواهد بود. 

1- باور به اصالت قدرت.  

باور به اصالت قدرت.  در بن‌مایۀ  تفکر و تعقل بعضی از اشخاص و تشکیلات و گروههای "اپوزیسیون"، تقدس قدرت تا حدی عمیق است که مردم آنها را از قماش گردانندگان رژیم جمهوری اسلامی می‌بینند و به آنها اقبالی ندارند.

۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه

علی صدارت: ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری، تشکیل جبهه‌ای حقوقمدار و لائیک متشکل از هسته‌های مردمسالار-بخش اول


 علی صدارت: ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری،
تشکیل جبهه‌ای حقوقمدار و لائیک متشکل از هسته‌های مردمسالار

جنبش، با جرقه‌ای روشن می‌گردد و جوشش با بهانه‌ای به فوران در می‌آید. نباید منتظر شد، باید جرقه را زد، باید بهانۀ فوران را تهیه کرد.
جوانان یک جامعه، که موقع حیات اجتماعی آنها در آینده است، به عنوان نیروی محرکه اصلی در این کارزار، نقش می‌جویند. جوانان برای رسیدن به آن آینده‌ و سرنوشت، بر سر یک نوع دوراهی قرار دارند. یکی راه خودجوشی و جنبش و حیات؛ و دیگری، راه بی تفاوتی و انفعال و ممات. ساختن آن فردا، منوط به درس‌گیری از گذشته، و عمل در زمان حال است.
پرسیده می‌شود که راه حل عملی چیست؟ برای دستیابی به مردمسالاری، در عمل، چه باید کرد و چه وسیله‌هائی را باید بکار برد؟ هر هدفی را، با وسیله‌هائی که برای رسیدن به آن بکار گرفته میشود، میتوان سنجید. نمیتوان با خشونت و زور و تخریب و هژمونی و انحصار‌طلبی، انتظار داشت آسیبهای موجود، از فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی ما رخت بربندد. باید یک اصول حداقلی را ملاک قرار داد که هر فردی، فرا از گروه و حزبی که به آن وابسته است، و هر حزب و گروهی، فرا از ایدئولوژی و باورهایش، به آن اصول و حداقل‌ها، معتقد و وفادار بمانند. از جمله اشکالاتی که  پیوسته، سد راه جلب همکاری‌ها بوده است، اینست که افراد و گروهها، بدون اهمیت دادن به نگرش در اصول و مبانی پیشنهادی و روشها و عمل‌کردها، اکثراً به این نگریسته‌اند که چه کسی و چه گروهی در آن جبهه حاضر است. جلب همکاری‌ها، کمتر بر اساس اصول، و بیشتر بر اساس لشکر‌کشی‌های گروهی بوده است.
علی رغم اینکه از بعد از سال 1357 تا به امروز، بهار عرب و جنبشهای مشابه، در بسیاری کشورهای دنیای امروزه دیده می‌شود، ولی شاید در کمتر این ممالک، سابقه مبارزۀ سیاسی به دیرینگی آن در ایران باشد. ولی در ایران انواع و اقسام احزاب و تشکیلات، از پی هم آمده و بسیاری رفته‌اند و از آنها جز اسمی باقی نمانده است. عوامل متعددی را می‌توان در این آسیب‌شناسی، تفصیل کرد

۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

فراخوان مجامع اسلامی ایرانیان برای تشکیل جبهه مردمسالاری و مبارزه برای استقرار و استمرار دولت حقوقمدارِ لائیک در ایران




فراخوان  مجامع اسلامی ایرانیان
برای تشکیل جبهه مردمسالاری و مبارزه برای استقرار و استمرار دولت حقوقمدارِ لائیک در ایران
مقدمه
اگرچه در این نکته کمترین تردیدی وجود ندارد که میزان ویرانگریهای ناشی از حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، در همۀ ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، حیات فردی و جمعی اکثریت ایرانیان را به مخاطرۀ جدی انداخته است، همزمان شاهد تحولی اساسی در گفتمانهای ناظر بر شرایط  گذار از نظام ولایت مطلقه فقیه و چگونگی استقرار و استمرار مردمسالاری هستیم. «مجامع اسلامی ایرانیان» نیز در همایشهای منطقه‌ای و سراسریِ متعدد چند سال گذشتۀ خود، این موضوع را به بحث و تبادل نظر گذاشته است که به صورت متن زیر ارائه می شود. این متن، محصول رایزنی‌های مستمر چند سالۀ باورمندان به این خط فکریست که سرانجام در نشست سراسریِ سال 1390 به تصویب مجمع عمومی رسیده است. متن می‌کوشد ابعاد مختلف تلاشهای نظری و عملی برای استقرار مردمسالاری و استمرار دولت حقوقمدار و قانون اساسی لائیک را از دیدگاه موازنه عدمی و با شفافیت هرچه بیشتر توضیح دهد.
با این پیش‌فهم که سرآغاز هر کوشش عملی در جهت همسوئی و همکاری نیروهای مختلف سیاسیِ علاقمند به روند برپائی و استمرار مردمسالاری در ایران، ارائه  دیدگاهها و تبیین مفاهیم اصلی روش سیاسی در کمال شفافیت است،

۱۳۸۹ دی ۲۸, سه‌شنبه

علی صدارت : نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری-هسته‌های خودجوش حقوقمدار



علی  صدارت : نقش من در استقرار و استمرار مردمسالاری
هسته‌های خودجوش حقوقمدار


در آخرین هفته‌های سال 2010،  بعد از تظاهرات خیابانی که جرقه‌اش خودسوزی یک جوان تونسی بود، دنیا با حیرت و هیجان،  شاهد فرار بن‌علی، "رئیس جمهور" تونس به عربستان سعودی بود. بیش از سه دهه پیش از این، دنیا با حیرت و هیجان، شاهد سرنگونی نظام سلطنتی در ایران بود. خیزش خودجوش مجدد مردم آزادۀ ایران در اعتراض به تقلب بزرگ 22 خرداد 1388، هر روزه، ابعاد گسترده‌تری گرفتند. با عدم شفافیت در خواسته‌ها و شعارهای افرادی که توسط بعضی رسانه‌ها به عنوان "رهبران جنبش سبز" قلمداد شدند، مبارزات مردمی، اشکال دیگری گرفتند. هر روزی که گذشت انگیزۀ اصلی این  "رهبران جنبش سبز" در نگاهداری و حفظِ  نظام، عیانتر شد. فرمانِ ولایت مطلقه که "حفظ نظام از اوجب واجبات است"  را این  "رهبران" در عمل بیمه کرده و به اجرا در آوردند. مشابهِ موضعگیریها و شعارها و اعلامیه‌ها و بیانیه‌ها و مصاحبه‌ها....... و مقاله‌های متعددی که از "رهبران جنبش سبز" دیدیم که همه را به "عدم عبور از خطوط قرمز....."  و یا  "اجرای بدون تنازل قانون اساسی....." دعوت کنند را، در چند هفته‌ای که منجر به فرار بن‌علی از تونس شد، از جانب اپوزیسون در آن کشور، مشاهده نکردیم.
در این بیش از سی سال گذشته، شاهد فرصت‌سوزیهای بسیاری بوده‌ایم. 

۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه

علی صدارت : ضرورت تشکیل جبهه و خواص آن







علی صدارت : ضرورت تشکیل جبهه و خواص آن
تحولات سیاسی در ایران سیری سریع پیدا کرده است. بخصوص از خرداد 1388 بدین سو، پرده ها دریده شده اند، بدان معنی که چهرهء واقعی نظام توسط "هر ایرانی یک خبرنگار" نه تنها به افکار عمومی ایران بلکه به افکار بدنهء نیروهای نظامی و انتظامی و از آن فراتر به افکار عمومی دنیا واضح، شناسانده شده است. افکار عمومی ایرانیان خود را باز یافت، در بدنهء نیروهای انتظامی و نظامی تردیدها و استعفاها... و اعتراضها و دستگیریها... مشاهده شد و افکار عمومی دنیا حساب ایران و ایرانی را از احمدی نژادها و خامنه ای ها... از سوئی و از رفسنجانی ها و ... از سوی دیگر مجزا نمود. از طرفی دیگر اعتماد به نفس توده ها، به یمن شرکت کاملا خودجوش و همگانی، بازیافته شد و بار دیگر ایرانی در پهنهء گیتی، نمونهء آزادی و آزادی خواهی و آزادگی گردید. "ایرانیزاسیون" از نیویورک در امریکا تا پادووا در ایتالیا سرمشق و رویه و تحسین شد.
شعارهای شعورمند در روز قدس، حکومت کودتا و ولی مطلقهء فقیه و دولت حامیش را مطرود، و بدیل مطلوب ِمردم را نمایان نمود. شفافیت وجدان جمعی به افکار عمومی ایران و جهان، مشخصات بدیل بایسته را اعلام نمود:
جنبش خودجوش، رفراندمی منفی بود به آرای اصلاح طلبان ِ خواستار "فشار از پائین و چانه زنی از بالا" و همه پرسی مثبتی بود به بدیلی خارج از نظام ولایت مطلقهء فقیه. ولایت جمهور مردم شرط اول ورود به میدان مبارزه گردید.