صدارت- برخی راهکارهای عملی روانکاوی و رواندرمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت
علی صدارت– برخی راهکارهای عملی روانکاوی و رواندرمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت
تاریخ تولید و انتشار: ۴ اسفند ۱۴۰۴ | 23-02-2026 دوشنبه
❊
مطلب را به شکل صوتی، درهمینجا
بشنوید:
❊❊❊
❊هفتهنامه گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها❊
(دوشنبهها ساعت۲۱ بهوقت ایران بهصورت زنده)
❊از تولیدات گروه سایت (سایت علی صدارت: رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت)❊
alisedarat.com/2026/02/23/15236
❊قطرهای از اقیانوسهای تلاشها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری❊
❊❊❊
خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط:
برخی راهکارهای عملی روانکاوی و رواندرمانی برای مدیریت افزایش تنش و اضطراب و این روزهای سخت
استراتژی نوسازی روانی و تابآوری جمعی در دوران التهاب و اضطراب
اینکه فردی خواستار تجاوز اجنبی به مام وطن و کشتار هموطنان خود بشود، حکایت از درد و زخمهای عمیقی در روح و روان او دارد. اما وقتی این فرد خود در امنیتخارج از کشور باشد، و این نسخهٌ مرگبار را برای هممیهنان خود در داخل ایران بپیچد، عمق فاجعه را نمایان میکند. ولی به این هر دو نباید قضاوتمندانه نگریست. ایندرد مشترکی است که «هرگز جدا جدا، درمان نمیشود!»
با ریشهیابی این درد است که میتوانیم ریشههای انفعالی که ما را به سرنوشت پرخطر امروز کشانده، برسیم و با درمان ریشهایِ آن، قدم بزرگی در راه استقرار و استمرارو پیشبرد مردمسالاری برداریم. این قدم بزرگ باید هم به صورت فردی، و هم به صورت جمعی و نیز به شکل ملی برداشته شود.
در روزگاری که سایه سنگین ناامنی بر زیست روزمره ما سنگینی میکند، درک سازوکارهای ذهنی و اجتماعی برای عبور از این برهه تاریخی الزامی است. ما با وضعیتیروبرو هستیم که فراتر از نوسانات سیاسی، ریشه در زخمها و آسیبهای عمیق روحی یک ملت دارد.
زیستن در یک جامعه استبدادی، در یک روند آسیبگون، فرامنِ جمعیِ سختگیرِ خود را میسازد، آسیبی که توجیهکنندهٌ انفعال است! آسیبی که مجوز پذیرایی خشونت وتجاوز به حقوق است! آسیبی که استقلال، اعتماد به نفس، اخلاقیات، میهنپرستی، بشردوستی، حقوقمداری،، و… و دموکراسی را در تعریفی کاذب، از خود بیگانهمیکند. در وطن ما رژیمی با انواع تجاوزها به حفوق، با ایجاد یک اضطراب مزمن، خود را به وژدان احساسی–روانی افراد تحمیل کرده است. در اثر تنش و اضطرابمزمن، گویی بسیاری در مغز خود و در فرامنِ خود، یک مامور وزارت اطلاعات تعبیه میکنند. بدین ترتیب انگار که رژیم و گزمههایش، در درون مردم زندگی میکند و هراندیشهی آزادیخواهانه را بهشکلِ درونی تنبیه میکند: “…ساکت باش تا سالم بمانی…” نتیجه، دوپارگی ذهن است: نهادِ پرشور استقلالخواه و آزادیطلب با فرامنِمحافظهکار و ترسزده در جنگ دائمی است. مشاهدهٌ میزان شیوع این استیصال، حکایت از پیروزی نامیمون فرامن آسیبگون بر نهاد است.
پیشگویی اتخاذِ راهِ حل روانشناختی را نباید در دوگانگی «فرار یا گریز» ناچیز کرد. از منظر موازنه عدمی، راه حل، استقامت در حقوقمداری و ایستادگی بر حقوق است.
با این مقدمه و برای نشخیص بالینی این بیماری، میتوان از جمله به سه نوع دفاع احساسی–روانی در مقیاس فردی و اجتماعی، اشاره کرد:
انکار (Denial) خودسانسوری و تخریب و خودتخریبی: بسیاری از مردم بهجای مواجهه با درد و ریشهیابی آن برای چارهیابی و درمان، وانمود میکنند همهچیز «عادی» است… به هر کجا که روی، آسمان همین رنگ است… «این سرنوشت برای کشوری و ملتی مثل ما طبیعیه…»
واپسروی (Regression) ارتجاع و تخریب و خودتخریبی: جامعه به الگوهای کودکانه بازمیگردد، در جستجوی شاهزادهای بر اسب سفیدِ بالدار! پدری قدرتمند امامهربان! دیکتاتوری صالح!،… «پهلوی بیاد، همه چیز درست میشه!» یا «ما که نمیتونیم، ترامپ و نتانیاهو بیان بزنن این رژیم رو سرنگون کنن!»…
فرافکنی (Projection) و تخریب و خودتخریبی: این مفهوم به طرق مختلف بسیار شنیده میشود که در این جمله خلاصه میشود: «همه مقصرند به غیر از ما، به غیر ازمن!» خشم فردی و جمعی به دشمن بیرونی یا گروههای درونی خاص نسبت داده میشود.
این روشهای دفاعی که اکثرا به علت بیگانگی با یگانگی و در روابط قوا، با تخاصم و تقابل، و در خشونتهای دائمی است، به تروما و ضربات روحی–احساسی–روانیفردی و جمعی میافزاید.
پیامدهای روانیِ ضربات و ترومای مزمنِ فردی و جمعی، به اشکال و درجات مختلف بروز میکند. تاثیرات آنها نه تنها در اضطراب، دلهره، بیخوابی، افسردگی،بیاشتهایی یا پرخوری، یا انواع بیماریهای روان–تنی، بلکه در روابط، تربیت فرزندان، واکنش به خبرها و حتی سبک شوخیهای روزمره نمایان میشود. برخی نشانههایبالینی این وضعیت از این قرارند:
عدم اعتماد به نفسِ فردی، و عدم اعتماد به نفسِ جمعی و ملی،
بیتفاوتی نسبت به خشونت،
بیغمیِ اعضای یک پیکر، نسبت به محنت دیگران،
احساس گناه از همجنس قدرتهای داخلی شدن،
احساس گناه از همجنس قدرتهای خارجی شدن،
گناه بازماندگی یا سکوت و انفعال،
بدبینی و بیاعتمادی مزمن،
فرسودگی هیجانی،
احساس ناتوانی در برابر شرایط،
وسواس فکری نسبت به مهاجرت یا فرار…
جامعهای که این علائم را تجربه میکند، در واقع در مرحلهی پسلرزههای روانی پس از تجاوزها به حقوق با کیفیت و کمیت فاجعهبار، و احساسِ پیشلرزههای قبل ازخشونتهای جدید قرار دارد.
در اینجا لازم است مختصرا به کالبدشکافی میل به دگرگونیهای ناگهانی و تکانههای بیرونی هم پرداخته شود.
بسیاری تعجب میکنند که چرا گروهی از افراد در مواجهه با بنبستهای موجود، به سناریوهای پرخطر یا حتی دخالتها و تجاوزها اجنبی ابراز تمایل میکنند. ریشه اینپدیده را باید در احساس ناتوانیِ مزمن و حتی گاهی نهادینهشده جستجو کرد. وقتی فرد طی سالیان متمادی احساس میکند که کوششهایش برای تغییر وضعیت ازمسیرهای معمول به نتیجه نمیرسد، ذهن او دچار فرسودگی شده و به دنبال یک «نیروی محرک قدرتمند» میگردد تا قفل موجود را بشکند. «مرگ یک بار، و شیون یکبار!»
در واقع، تحمل بلاتکلیفی فرساینده گاهی از خودِ واقعهٌ ناگوار، دشوارتر بهنطر میرسد. برخی افرادی که تحت فشار شدید و طولانی و مزمنِ معیشتی–اقتصادی، وسیاسی، و فرهنگی، و اجتماعی، و احساسی–روانی هستند، توانایی دیدن راهِ حل و افق روشن، در آنها ضعیف میشود. گروهی از این افراد به نوعی کِرِخی و بیحسیعاطفی دچار میشوند. در این حالت، برخی از آنها نه از سر بیعلاقه بودن به زادگاه، بلکه برای پایان دادن به وضعیت معلق و بلاتکلیفیِ کنونی، به استقبال هر تغییریمیروند تا شاید تکلیفی نهایی مشخص شود. اما باید دانست که چنین شوکهایی اصلا راه حل نیستند و همیشه ابعاد تنش و تخریب و تجاوز به حقوق گستردهترمیشوند، و وضعیتِ بد، بدتر و بدتر و باز هم بدتر خواهد شد.
برای صیانت از پایداری روانی در طوفان حوادث، و برای اینکه توازن ذهنی خود و نزدیکانمان را در میانه تلاطمها حفظ کنیم، رعایت چند اصل اساسی ضروری است:
اعتباربخشی به احساسات و هیجانات:
اولین گام، به رسمیت شناختن ترسها و دلهرهها و دلواپسیهاست. انکار این حالات تنها باعث انباشت فشار درونی میشود، در حالی که گفتگو درباره آنها وپذیرششان، گام نخست در مدیریت تروما محسوب میشود.
رژیم مصرف رسانهای:
در زمانه بحران، هجوم اطلاعات ضدونقیض باعث ناکارآمدی و یا حتی فلج شدن توانایی بررسی و تحلیل میشود. قدرتها برای پایداری بحرانهای خودساخته، انواعضدِاطلاعات و سوءِاطلاعات را به افکار عمومی تزریق میکنند، تا ما مردم را در یک احساس اضطراب مزمن زندانی کنند. محدود کردن دریافت اخبار به دفعات اندک درروز و تکیه بر مراجع مستند، ضروری است. ضرورتِ دیگر، دوری از رسانههایی چون منوتو و اینترنشنال و خبرنامهٌ گویا و بیبیسی و… است که از تحریک منفی و مخرببیش از حد سیستم عصبی جلوگیری میکند. همچنین ضرورتی مهم، توجه به این واقعیت است که تحریم اینگونه رسانهها، دفاع از خشونتهای رسانهای و خود یکروشِ رواندرمانی موثر است.
ثبات در فعالیتهای معمولی روزانه:
پایبندی به برنامههای عادی زندگی، حتی در سادهترین سطح، به مغز پیام «کنترل» و «امنیت» مخابره میکند.
اتصال به شبکههای انسانی:
تنهایی و احساس بیکس بودن، بهخصوص در شرایط بحرانی، بیماریزا است! پیوندهای عاطفی با دوستان و خویشاوندان، و محبت و مهربانی کردن حتی به غریبهها وناآشنایان نیرومندترین سد دفاعی در برابر فروپاشی روحی است.
تدابیر حمایتی برای گروههای حساس (کودکان و سالمندان)
محافظت از جسم و روح و روان کسانی که قدرت دفاعی کمتری دارند، وظیفهای اخلاقی و انسانیِ بنیآدم است.
کودکان:
کودکانی که والدین و نزدیکانشان را در ترس و وحشت ببینند، آن اضطراب نه تنها از گفتار، بلکه از سکوتها و حالت چهره و زبان بدن آنها، به عنوان یک حالت طبیعی، به روح و روان کودکان وارد میشود. در عدهای، حالتِ مزمنِ ترسیدن و ترساندن، روش زندگی شده است. وقتی که کودکان در ارتباطات روزانه با این عدهٌ مورد اعتماد خودهستند، همان رفتارشناسی را پیشه میکنند.
امنیت کودکان در گرو آرامش فیزیولوژیک است. برقراری تماس بدنی (آغوش) و صحبت با لحنی اطمینانبخش، ضربآهنگ قلب و روح آنها را تنظیم میکند. نباید بهآنها دروغ گفت، اما باید اطلاعات را به شکلی امیدوارانه و ساده منتقل کرد. تبدیل اقدامات ایمنی به فعالیتهای مشابه بازی و سپردن مسئولیتهای کوچک (مثلمراقبت از یک عروسک) به آنها حس توانمندی میدهد. لطف و بخشش و از خودگذشتگی و مهربانی با دیگران، در درجه اول اثرات رواندرمانی موثری را در خود انسانباعث میشود. کودکان از این قاعده مستثنی نیستند.
برای مدیریت ترس کودکان از صداهای مهیب و شرایط اضطراری، تمرینها و راهکارهای عملی زیر را میتوان در نظر گرفت:
شبیهسازی و تمرین پیشدستانه:
پیش از وقوع بحران واقعی، از طریق بازی یا داستانسرایی با کودک تمرین کنید که در صورت شنیدن صدای آژیر یا انفجار چه واکنشی نشان دهد. برای مثال، از اوبپرسید: «اگر صدای بلندی آمد، چطور با هم به جای امن میرویم؟» و مسیر رسیدن به پناهگاه را با هم مرور کنید.
بازیگونهسازی شرایط خطر:
در لحظه وقوع صدای بلند یا انفجار، برای اینکه کودک تصور نکند صرفاً در حال فرار است و ترس وحشت کاهش یابد، میتوان از بازیهای کودکانه، مانند قایمباشک، یابازی سکوت برای انتقال به فضای امن استفاده کرد.
واگذاری نقشهای مسئولانه:
دادن نقشهای کوچک و متناسب با سن به کودک، مانند «مسئولیت نگهداشتن چراغقوه» یا «مراقب عروسکها بودن»، به او حس کنترل و ارزشمندی میدهد و ازشدت استرس ناشی از صداهای محیطی میکاهد.
تکنیکهای آرامسازی فیزیکی:
در زمان شنیدن صداهای ترسناک، تماس بدنی و در آغوش گرفتن کودک، بسیار حیاتی است؛ زیرا حس حضور شما و تماس فیزیکی باعث آرامش میشود. همچنینصحبت کردن با صدای آرام، شمرده و مطمئن (حتی اگر خودتان مضطرب هستید) مانع از تشدید وحشت کوذک میشود.
تخلیه هیجانی پس از حادثه:
پس از فروکش کردن صداها و اتمام بحران، اجازه دهید کودک احساسات خود را بیان کند. گوش دادن به او بدون سرزنش (حتی اگر رفتارهایی مثل چسبندگی شدید و یادوری و پسرفت نشان داد) به بازسازی روانی او کمک میکند.
به یاد داشته باشیم که در این تمرینها نباید به کودک دروغ گفت، بلکه باید با زبانی ساده و لحنی امیدوارانه واقعیت را توضیح داد تا حس اعتماد او خدشهدار نشود.
تقسیم کار برای انجام وظایف اجتماعی:
ایجاد هستهها و گروههای کوچک برای رسیدگی به امور مختلف (مثل تهیه غذای مشترک، سرگرم کردن کودکان محله یا نظارت بر امنیت معلولان و سالمندانِ تنها) حستواناییِ جمعی را تقویت میکند.
سالمندان و توانخواهان:
این افراد بیش از هر چیز از تنها گذاشتته شدن و ول شدن و رها شدن توسط دیگران، میترسند. از سوی دیگر احساس سربار و مزاحم بودن، تنش و اضظراب آنها رامضاعف میکند.
تهیه یک یادداشت شامل سوابق درمانی و ابزارهای مورد نیازشان و اطمینان دادن به آنها مبنی بر اینکه در هیچ شرایطی تنها نخواهند ماند، یک راه مناسب برای ثباتروانی آنهاست. در لحظات اضطراری، جابجایی آنها باید با رامش و طمأنینه، و توضیح گامبهگام مراحل انجام شود تا دچار وحشت مضاعف نشوند.
در ابعاد جمعی، تلاش برای احیای همبستگی محلی، و یافتن راهکارهای مقابله با گسست اجتماعی ضرورت دیگری است.
در زمان وقوع بحرانهای بزرگ، ساختارهای رسمی ممکن است دچار اختلال شوند؛ اینجا اهمیت هستهها و شبکههای همیاری محلهمحور آشکار میشود.
تشکیل حلقههای گفتگو و روایت و شهادتدادن و دردِدل کردن:
برگزاری جلسات کوتاه میان همسایگان برای تخلیه بارهای روانی و گفتگو درباره نگرانیها، باعث نزدیکیهای انسانی و آرامشِ درونی شده، مانع از بروز شایعات و سوءظنمیگردد.
روایت صادقانه از خاطرات، بهویژه در جمعهای کوچک حمایتی، ابزاری درمانگر است. از نگاه روانتحلیلگرانه، بیان رنج، آن را از ناخودآگاه جمعی به سطح آگاهی میآوردو امکان معنا دادن به آن را فراهم میکند.
گروههای هنری یا خاطرهنویسی، در فضای حقیقی و حضوری وو یا در فضای مجازی میتوانند نوعی رواندرمانی فرهنگی–اجتماعی باشند.
ارتباطات انسانی و درمانگری جمعی در فضاهای امن، چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی و یا آمیختهای از هر دو، نقشی شبیه به گروههای نجاتیافته از بلایایطبیعی را دارد.
بازآفرینی پیوندهای اجتماعی لازمهٌ امنیت و دموکراسی است. استبداد پیوندها را قطع میکند که مردم تنها شوند، تا بشود آنها را منفعل و مهار کرد. درمانِ پویا وحقیقی، در یگانگی در جمع و یگانگی با جمع رخ میدهد.
ایجاد گروههای گفتوگوی آزاد، کتابخوانی جمعی، داوطلبی محلی یا کارگاههای همکاری خلاقانه، احساس «باهم بودن» را بازسازی میکند. در این رابطه درمانگراننقشِ فعالِ یک «تسهیلگر مشارکت» را دارند، نه فقط شنوندهای منفعل.
ارج نهادن و ترویج اخلاق در بحران:
در شرایط دشوار، پرهیز از قضاوتهای تند و تهمتزنی به کسانی که متفاوت فکر میکنند، از فروپاشی بافت اجتماعی جلوگیری میکند. ما باید بیاموزیم که با وجودتفاوتهای فکری، در زمینههای حیاتی کنار هم بایستیم.
باید به خاطر داشت که ایستادگی در برابر ناملایمات، یک مبارزه همهجانبه است که پیروزی در آن، بدون مراقبت از جان و روان میسر نخواهد بود. ما با تکیه بر یکدیگر وحفظ آگاهی، از این طوفان هم عبور خواهیم کرد.
بررسی و پذیرش و مدیریت احساسِ شرمِ همجنسِ قدرتهای داخلی و خارجی شدن:
شرمِ فردی و اجتماعی (احساس بیارزشی یا ناتوانی) یکی از قویترین سموم روان است. برای درمان، باید این به زبان آوردن این احساسها در گفتگوها مجاز شوند. اینکهفردی از عملکرد رژیم انتقاد کند، ولی در شرایطی خودش همان عملکرد را بروز دهد، بسیار شرمآور است، و مدیریت آن برای اجتناب از این اشتباه ضروری است. وگرنهاین شرم، بالاخره به خشونت و تخریب و خودتخریبی میانجامد.
برای پیروزی جامعه در رابطه با بحرانهایی که توسط قدرتها ساخته میشوند و مردم را به آنها گرفتار میکنند (کشتار مردم در تظاهرات حقطلبانه توسط قدرتداخلی، حمله نظامی توسط قدرت خارجی)، باید حسِ طبیعیِ کرامت و منزلت و شأن و عزت و غرور و عِرق ملی در افراد بازسازی شود. شکسته شدن حرمت مطرح کردنتجاوز اجنبی به وطن، به وضوح یک بیماری است که در جریحهدار شدن و مخدوش شدن وژدان احساسی–روانی ریشه دارد. اخیرا تصویری از دو فرد «چپ» در کنارپهلوی دیدم و متعاقب آن یکی از آن دو فرد، که خانمی بود که خود را «چپِ ضدِ توتالیتر» میخواند، مصاحبهای با بیبیسی داشت که درست مانند مصاحبههای اجباریبرخی زندانیان سیاسی شکسته شده در «صدا و سیما» بود! ریشههای روانشناختی در هر دو، یکی و آن خدشه و آسیب به وژدان احساسی–روانی است. وقتی که چپ،تبدیل به راستِ افراطی میشود، ضرورت روانکاوی و رواندرمانی واضحتر میگردد تا به کمک همدیگر از سرایت این بیماری مسری پیشگیری کنیم!
صرف نظر از اینکه ترامپ و نتانیاهو در رابطه به تجاوز مجدد به ایران چه نقشههایی داشته باشند، و صرف نظر از اینکه خامنهای و شرکا برای تجاوزها به حقوق چهنقشههایی در سر میپرورانند، مجموعهٌ این کاوشها و درمانها و غنایِ وژدان احساسی–روانی است که پیشبینی میکند که ما برای خود چه سرنوشتی خواهیم ساخت. انتخاب با خودِ ما است!
❊❊❊❊❊
هدف سلطهسالاران:
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن، تکهپاره کردن ایران!
❊❊❊❊❊
جنگ روانی را نتانیاهو و شرکا Hasbara و خامنهای و شرکا جهاد تبیین یا بلاغ مبین خواندهاند. عملیات روانی psyops, or psychological operations برایروایتسازی و روایتپردازی، از مهمترین وظایف اطلاعاتی–امنیتیها (psyopcracy) در دنیا است.
با این یادآوری که اگر چه جنگ روانی مادر همهٌ جنگها است! تاکید میگردد که البته این تنها جنگی است که ما مردم در آن، توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه ازخود را دارا هستیم.
روشِ عملیِ این دفاع پیروزمندانه برای همهُ ما مردم به آسانی میسر است! همهُ ما مردم هریک به سهمِ خود! و به نوبهُ خود!: تلاش برای احقاق حقوق، از جمله احقاقِحقِ آگاهییابی، و احقاقِ حقِ آگاهیرسانی، احقاقِ حقِ استقلال! قدرتها، بدون شکست دادنِ ما مردم در جنگ روانی، مطلقا نمیتوانند انواع جنگهای فیزیکی را حتیشروع و بر ما تحمیل کنند! انواع خشونتها و تجاوزها به حقوق را هم همینطور!
در رابطه با ایران، تمام تلاش ژنرالهای جنگِ روانیِ قدرتها علیه ما مردم، نابود کردن هویت ملی ایرانیان است، ابتدا در سطح من، و تو، و افرادی دیگر. سپس وقتیکمکم تعداد این افراد (از ما مردم)، به یک حداقل لازمی برسد، آن وقت است که سلطهسالاران قادر خواهند بود به نیات شوم و دیرینهٌ خود علیه ایران و ایرانیان، جامهّعمل بپوشانند:
هدف سلطهسالاران:
بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن، تکهپاره کردن ایران!
❊بعد از خُرد و خمیر کردن ایرانیت و خنثیسازی آن، تکهپاره کردن ایران!❊
❊❊❊❊❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
AliSedarat.com/2019/08/17/5108
ویژگیهای نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانون اساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقت، و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه، ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
AliSedarat.com/2025/09/07/14617
❊
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
این قانون اساسی پیشنهادی متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در این زمان بازنشر آن، کمکی است برای بررسی و بحث و نقد. ضمانت اجرایی اصول قانون اساسی هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِ ما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
❊❊❊❊❊
❊آگاهییابی و آگاهیرسانی، حقی از حقوق بشر است❊
حقوقمدارتر شدن و تلاش برای حقوقمدارتر کردن، از پیشنیازهای برپایی و پویایی مردمسالاری در هر جامعهای است. برای این کار، یکی از مهمترین راهها، احقاق حق اطلاعیابی، و احقاق حق اطلاعرسانی است.
برای انجام این مهم، هر کدام از همگیِ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با خودانگیختگی، و با احقاق حق استقلال، و با احقاق حق آزادی، میتوانیم از استعداد خلاقیت خود بهره بگیریم و در ابتکار راههای مختلف، کوشا شویم.
یک راه آسان برای مشارکت در ساختن سرنوشتی خوب و خوبتر در اینجا برای شما فراهم شده، و به شما هم پیشنهاد میشود:
لینک مطلب در رسانهها و شبکهبندیهای اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن(follow) و مشترک شدن، رایدادن، ابراز نظر، پسندیدن(like)، همرسانی(share) کردن، پیاده کردن(download)، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا ابتکار برای سایر روشهای انتشار و همرسانی:
مطلب را به صورت تصویری در این رسانهها ببینید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
❊
facebook.com/reel/754898421027698
❊
❊
مطلب را همچنین میتوانید به شکل صوتی، در این رسانهها بشنوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
creators.spotify.com/pod/profile/sedarat/episodes/–e3fgmdp
❊
castbox.fm/channel/علی-صدارت-id3317800?country=us
❊
در گروه واتساپ با شناسه «علی صدارت-نظر، خبر، تحلیل» همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
chat.whatsapp.com/IT11IqMZ44v9L62gPRghhu
❊
در گروه تلگرام با شناسه t.me/sedaratMD همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
❊
❊ برخی دیگر رسانهها:
❊
سابستک:
❊
❊
آدرس مطلب در سایت (سایت علی صدارت : رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت) را در ذیل آوردهایم.
مطلب صوتی/تصویری را، میتوانید مستقیما در این آدرس بشنوید/ببینید.
در این آدرس، بعضی دیگر رسانهها که هم این مطلب و نیز برخی دیگر از مطالب سایت در آنها منتشر میشوند، قابل دسترسی هستند.
از این راه نیز هر کدام از ما هم میتوانیم به سهم خود و به نوبه خود، برای احقاق حقِ آگاهییابی و آگاهیرسانی، به عنوان یک «کنشگر حقوق بشر» فعال شویم. با عضو شدن، و دنبال کردن، و مشترک شدن، و رایدادن، و ابراز نظر، و پسندیدن، و پیاده کردن، و به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و با ابتکار برای سایر روشهای همرسانی، نقشآفرین گردیم:
alisedarat.com/2026/02/23/15236
❊
لینکهای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانههای ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما:
❊

https://linktr.ee/sedarat
❊
❊


