‏نمایش پست‌ها با برچسب جنبش خودجوش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جنبش خودجوش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ دی ۱۰, سه‌شنبه

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی....


سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

در محفل عاشقان خوشا رقصیدن
دامن زبساط عافیت برچیدن
در دست سر بریدهٔ خود بردن
در یک یک کوچه کوچه‌ها گردیدن

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

هرجا که نگاه می کنم خونین است
از خون پرنده ای گلی رنگین است
در ماتم گل پرنده می موید و گل
از داغ دل پرنده داغ آجین است
فانوس هزار شعله اما در باد
می سوزد و سرخوش است و چین واچین است
یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی
از عشـق هر آنچه می رسد شیرین است

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم 






در آتش و خون پرنده پر خواهد زد
بر بام بلند خانه پر خواهد زد
امشب که دوباره ماه بالا آمد
می آید و باد پشت در خواهد زد
یک ساقهٔ سـبـز در دلم خواهد کاشت
مهتاب بر آن شبنم تر خواهد زد
صد جنگل صبح در هوا می شکفد
خورشید به شاخه‌ها شرر خواهد زد

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم....



شعر این ترانه ی زیبا رو شاعری به اسم «محمّد اصفهانی» با الهام از  شعر یک ترانۀ عصر مشروطیت (تصنیف عاشقانۀ آفتاب به سر درخت ناربندان ...تصنیفی که گرچه مضمونی عاشقانه دارد، امّا بدون تردید از اوضاع سیاسی عصر مشروطیت هم تأثیر پذیرفته) و با تکرار شاه بیت اون ترانۀ قدیمی بعنوان موتیف (ترجیع بند) ترانۀ جدید سروده و «هومن دپارس» برای اجرای اون توسط «داریوش اقبالی» آهنگ مناسب و شنیدنی ساخته 



منبع:  
http://maahebolandeman.blogsky.com/1390/01/25/post-8/
http://youtu.be/vBu2GG2UAXI?t=5m

۱۳۹۲ آذر ۲۴, یکشنبه

علی صدارت : ابهام در لائیسیته و مذهب شیعه


 علی صدارت : ابهام در لائیسیته و مذهب شیعه
سرکوب و خفقان و ستمگری رژیمی که دین را دستمایۀ سرکوب  بر مردم ایران از هر نوع دین و مذهب و عقیده و مرامی نموده ، بعد از سه دهه، بیش از هر زمان در تاریخ ایران، اهمیت لائیسیته را هویدا کرده است.  تمایل به همگرائی‌‌ها در افراد و گروههای مختلف فراوانتر از گذشته به چشم می‌آید. با در نظر گرفتن مطالبی که اخیرا در بعضی سایتها دیده‌ام، باز کردن باب گفتگو را با مقالۀ   "ابهام در لائیسیته و سربازان گمنام امام زمان" (2) آغاز کردم و  در ادامه  " ابهام در لائیسیته و نیاز به شفاف‌گردانی این و سایر مفاهیم مردمسالاری: اعلامیۀ جهانی لائیسیته و به مناسبت یکصدوهشتمین سال‌گرد قانون لائیسیته " (3) را منتشر کردم و اکنون موضوعی را که به تعبیر صاحب این قلم، در امروز و فردای وطن و سرنوشت نسلهای هموطن نقشی بس حیاتی دارد را، در امروز که هشتمین سال‌روز اعلامیۀ جهانی لائیسیته است، با بحث ذیل  ادامه می‌دهم.

۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه


اول سراغ یهودیان رفتند; من یهودی نبودم; اعتراض نکردم
سپس به لهستان حمله کردند; من لهستانی نبودم; اعتراض نکردم
آنگاه لیبرال ها را تحت فشار قرار دادند; من لیبرال نبودم; اعتراض نکردم
بعد از آن نوبت به کمونیست ها رسید; من کمونیست هم نبودم; اعتراض نکردم
و سرانجام سراغ من آمدند; هر چه فریاد کردم و کمک خواستم; کسی باقی نمانده بود که اعتراض کند
(برتولت برشت)

کارتونی تکان دهنده از مانا نیستانی

۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه

پیمان همبستگی ملی جمهوریخواهان برای استقرار و استمرار آزادی و دمکراسی در ایران


پیمان همبستگی ملی جمهوریخواهان ایران
برای استقرار و استمرار آزادی و دمکراسی
با ارج نهادن به جنبش‌ها و مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران در صد سال گذشته، ما ایرانیان آزادیخواه و دارای اندیشه‌های گوناگون که خواهان دگرگونی بنیادین در میهن‌مان و پایان بخشیدن به رژیم جمهوری اسلامی و هر گونه رژیم استبدادی و دیکتاتوری می‌باشیم، برای پیشبرد دموکراسی و پشتیبانی از جنبش مردم در راستای دستیابی به این هدف، تلاش و کوشش گسترده و هماهنگ را لازم می‌دانیم. برای گذر از تنگناها و موانع در راه استقرار دمکراسی در ایران، پایه‌ها و روشهایی را که محتوی پیمان همبستگی ما هستند، برای نقد و بررسی و گسترش همکاری‌ها به هم‌میهنان و جامعه ایرانی به شرح زیر ارائه می‌دهیم. 

اصول پیمان همکاری ما

1.    آزادی
ما برقراری آزادی را هدف مبارزات خود می‌دانیم. ما همچنین پایبندی خود را به اعلامیه جهانی حقوق بشر و کلیه پیمانهای بین‌المللی وابسته به آن که در آنها  از جمله به  آزادی عقيده، انديشه، بيان، قلم و تصوير، آزادی دين و وجدان، آزاديهای مدنی، آزادی احزاب، سنديكاها، کانونها، انجمنها، آزادی تظاهرات و اعتصابات، آزادی پوشش، لغو هرگونه تبعيض جنسی و تأمين برابری حقوق زنان با مردان، عدم مداخله دولت در زندگی خصوصی و شخصی شهروندان. به رسميت شناختن برابری حقوقی همه شهروندان بدون در نظر گرفتن تفاوتهای نژادی، جنسيتی، قومی، زبانی، مذهبی و شيوه‌های زندگی فردی تصریح شده است، اعلام می‌نماییم.

2.    استقلال
سرنوشت ایران توسط مردم ایران و نمایندگان منتخب آنان تعیین می‌شود و کلیه تدابیر اتخاذی و سیاستگذاریها بایستی تابع نظر مردم بوده و ناقض حقوق اساسی و حقوق فردی و عمومی ملت نباشند و هیچ دولت یا قدرت خارجی حق دخالت چه مستقیم و چه غیرمستقیم در حاکمیت مردم را ندارد. در این رابطه، هرگونه کمک گرفتن مادی و غیر مادی از قدرتهای خارجی و زمینه‌سازی به قصد دخالت آنان در امور ایران ناقض اصل استقلال است.

3.    دموکراسی 
ما خواهان دموکراسی به این معنی که کلیه قوای مملکت ناشی از اراده ملت و اراده ملت بالاترین قدرت در جامعه است که از طریق آرای آزاد مردم اعمال می‌شود، هستیم. از شرایط اساسی تحقق حاکمیت ملت تدوین و تصویب یک قانون اساسی دموکراتیک است که در آن حقوق و آزادیهای مردم منظور و ضمانتهای اجرائی آن مشخص شده باشد.

4.    برابری در مقابل قانون
همه افراد جدا از جنسیت، قومیت، اصل و نسب، نژاد، زبان، زادگاه و منشاء و عقیده و ایمان ، باورهای مذهبی و سیاسی از حقوق برابر برخوردارند و قانون اساسی و سایر قوانین بایستی  این عدم تبعیض را رعایت و تضمین  نماید.

5.    جمهوریت
ما خواهان اداره کشور تحت نظام جمهوری هستیم . جمهوری به مفهوم رد هرگونه نظام موروٍثی است که در آن مقامات کشور مسئول و پاسخگو  هستند و برای مدت محدود و معین از سوی مردم و یا نمایندگان آنها انتخاب و یا گزیده می شوند.


6.    جدایی نهاد دین و هرگونه ایدئولوژی از دولت (State, Staat, Etat)
ما خواستار جدایی نهاد دین از دولت [به مفهوم انتظام سه قوه مقننه، قضائیه و مجریه] هستیم. در قانون اساسی هیچ دین و عقیده‌ای رسمیت نمی‌یابد و هیچ کس به دلیل داشتن و یا نداشتن دین و یا مسلک یا اندیشه‌ای از امتیازی ویژه برخوردار یا محروم نمی‌گردد. ما با تاکید بر مخالفت خود با دین دولتی و دولت دینی، مخالفت خود را با هر گونه دین ستیزی و عقیده ستیزی نیز اعلام می‌کنیم.

7.    عدالت اجتماعی
عدالت اجتماعی میزانی برای رشد و ثبات جامعه است. ما پیگیری سیاست‌هائی را ضروری می‌دانیم که عدالت اجتماعی به معنی کاهش شکاف بین قطب‌های فقر و ثروت، برخورداری اقشار هرچه وسیعتر مردم از فرصت‌ها و امکانات بیشتر شغلی، مسکن، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و رفع تبعیض در همه عرصه‌ها از جمله، اقتصاد، حقوق، فرهنگ و هنر را که از شرایط تحقق یک دموکراسی پایدار است، در نظر داشته باشد.


8.    حقوق اقوام ایران
ملت ایران شامل گروههای جمعیتی با مذاهب و اقوام و زبانها و گویشهای مختلفی است که  با هم در ایجاد و غنای فرهنگ، تمدن و تاریخ مشترک سهیم بوده‌اند. از اینرو همانطور که دولت نمی‌تواند نماینده دین و یا عقیده‌ای خاص باشد، نهادهای دولتی نیز نباید در خدمت قوم خاصی قرار گیرند. احترام به حقوق اقوام مختلف ايرانی، حمایت از تنوع قومی و زبانی، واگذاری تصميم‌گيری‌ها به نهادهای انتخابی محلی و استانی و تلاش برای رشد موزون مناطق مختلف کشور و تمرکززدایی از جمله اهداف ماست. در دموکراسی آینده فراهم آوردن امکانات لازم برای رشد در برنامه کار مسئولین را ضروری می‌دانیم. زبان فارسی، زبان رسمی و سراسری کشور است. ما معتقدیم که فراگیری زبان اقوام مختلف ایرانی از مدارس ابتدائی تا مرحله دانشگاه حق ایرانیان است و رعایت آن را ضروری می‌دانیم.

9.    تمامیت ارضی و سیاست خارجی
ما خود را پایبند به حفظ تمامیت ارضی میهن و گونه‌ای از سیاست خارجی می‌دانیم که بر اساس حفظ حقوق ایران، دفاع از صلح، حسن همجواری، رعایت و گسترش روابط مسالمت‌آمیز با سایر کشورها و بویژه کشورهای همسایه و پایبندی به میثاق‌های بین‌المللی تنظیم شود. ما خواهان تنش‌زدایی در سیاست خارجی هستیم و استفاده از ابزار نظامی برای حل مسائل سیاسی را مردود می‌دانیم.

10.    حفظ محیط زیست
ما حفظ محیط زیست که نسلهای حاضر و آینده باید در آن حیات رو به رشدی را داشته باشند را وظیفه خود دانسته و خود را متعهد به رعایت ضوابط، اصول و استانداردها و الگوهای رفتاری مربوط به حمایت از محیط زیست و عمران طبیعت می‌دانیم و بر این باوریم که میراث‌های طبیعی ایران را باید از آسیب‌های مختلف محفوظ داشت.

11.    پاسداری از میراثهای تاریخی و فرهنگی
میراث‌های تاریخی و فرهنگی که ثمرۀ تلاش‌ها و خلاقیّت‌های مشترک مردمان ساکن در سرزمین ایران است، باید از هر گونه تعرّض و تخریب و تحریف مصون بماند. پاسداری و مراقبت نسل امروز از میراث‌های تاریخی و فرهنگی ایران، مسؤلیّت و وظیفه‌ای بزرگ نسبت به گذشتگان و نیز نسل‌های آینده است.

12.    جایگاه رسانه‌های همگانی
برای رشد هر چه بیشتر مردمسالاری و حقوقمداری جامعه، اشتراک هر چه بیشتر مردم در حاکمیت و در حق تعیین سرنوشت خویش، نیازی حیاتی است. رسانه‌های گروهی وابسته به قدرت، از ابزار حیاتی رژیم‌های دیکتاتوری و قدرتهای دولتی و غیر‌دولتی هستند. آزادی و حق تبادل اندیشه‌ و اطلاعات و قرار گرفتن رسانه‌های همگانی آزاد و مستقل، در کنار سه رکن دیگر دموکراسی [مقننه، قضائیه و مجریه]، از لوازم برپائی و پویائی مردمسالاری است. از اینرو ما خواهان به رسمیت شناختن رسانه‌های همگانی مستقل و آزاد، به مثابه رکن چهارم دولت حقوق‌مدار و مستقل از سایر قوا در قانون اساسی می‌باشیم. ما خواهان امنیت شغلی خبرنگاران، نویسندگان و کاربران اینترنتی و آزادی آنان در خبررسانی و تحلیل رخدادها و رویدادهای کشور و نقد سه قوه دیگر هستیم.

 راه و روش سیاسی ما
1.    ما پایبندان به این پیمان، نظام جمهوری اسلامی را در کلیت خود رد کرده، برای آن هیچ گونه مشروعیتی قائل نبوده و خواهان نظام جمهوری در ایران هستیم.

2.    ما هرگونه تغییر رژیم را تنها با نیروی ملت ایران و با مراجعه به آراء مردم میسر می‌دانیم.

3.    پایبندان به این پیمان پرهیز از خشونت، هم در جامعه و هم در رویاروئی با کلیت نظام جمهوری اسلامی را لازم دانسته و مبارزه سياسی مسالمت‌آميز را به عنوان روش مبارزاتی بر می‌گزینند.

4.    ما پایبندان به این پیمان، خواهان از بین بردن هر گونه آزار و شکنجه انسان هستیم و معتقدیم که در ایران، زندانی سیاسی و عقیدتی نباید وجود داشته باشد و لغو مجازات اعدام را از قوانین کشوری ضروری دانسته و برای تحقق این امور تلاش می‌کنیم.

5.    ما آگاهی مردم و اتکا به جنبش همگانی و همکاری کوشندگان سیاسی آزادیخواه از نحله های مختلف فکری و گسترش همبستگی ملی را لازمه پایان دادن به نظام جمهوری اسلامی و استقرار نظامی مبتنی بر آرا مردم می‌دانیم.

6.    افراد در همکاری در چارچوب این پیمان از حقوق مساوی برخوردارند و در کلیه اقدامات اصل مشارکت و  تصمیم‌گیری جمعی را مبنای کار قرار می‌دهند.

7.    با احترام به کار سیاسی و صنفی در احزاب و تشکلها که از لوازم ضروری تحقق و پیشرفت دمکراسی هستند، همکاری ما بر اساس این میثاق به صفت فردی صورت می‌گیرد و همبستگی برآمده از این میثاق به هیچ گروه، سازمان سیاسی، یا شخصیت خاصی وابسته نیست.

8.    ما پایبندان به این پیمان در جهت رعایت استقلال در نظر و عمل، هرگونه وابستگی سیاسی، مادی و غیرمادی، فردی یا گروهی به دولتها یا قدرتهای خارجی را مردود می‌دانیم و مخالف هر گونه زمینه‌سازی برای دخالت قدرتهای خارجی در ایران هستیم. تاکید می‌کنیم که این امر شامل وابستگی به جمهوری اسلامی و زمینه‌سازی‌های رژیم حاکم نیز می‌باشد.

9.     پایبندان به این پیمان بر این امر تاکید دارند که اصول و مفاد یاد شده در بالا جدایی‌ناپذیر و غیر قابل تفکیک از یکدیگر هستند و عدم رعایت هر یک از این اصول و مفاد مانع همکاری در این جمع است.

10.  پایبندی به اصول و مفاد این پیمان به معنای نفی ضرورت نقد و تکمیل آن در ادامه کار نیست.

متن تکمیل و تصحیح شده بتارخ 21 آوریل 2013 در جلسه حضوری پاریس


۱۳۹۰ آذر ۹, چهارشنبه

فراخوان مجامع اسلامی ایرانیان برای تشکیل جبهه مردمسالاری و مبارزه برای استقرار و استمرار دولت حقوقمدارِ لائیک در ایران





فراخوان  مجامع اسلامی ایرانیان
برای تشکیل جبهه مردمسالاری و مبارزه برای استقرار و استمرار دولت حقوقمدارِ لائیک در ایران
مقدمه
اگرچه در این نکته کمترین تردیدی وجود ندارد که میزان ویرانگریهای ناشی از حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، در همۀ ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، حیات فردی و جمعی اکثریت ایرانیان را به مخاطرۀ جدی انداخته است، همزمان شاهد تحولی اساسی در گفتمانهای ناظر بر شرایط  گذار از نظام ولایت مطلقه فقیه و چگونگی استقرار و استمرار مردمسالاری هستیم. «مجامع اسلامی ایرانیان» نیز در همایشهای منطقه‌ای و سراسریِ متعدد چند سال گذشتۀ خود، این موضوع را به بحث و تبادل نظر گذاشته است که به صورت متن زیر ارائه می شود. این متن، محصول رایزنی‌های مستمر چند سالۀ باورمندان به این خط فکریست که سرانجام در نشست سراسریِ سال 1390 به تصویب مجمع عمومی رسیده است. متن می‌کوشد ابعاد مختلف تلاشهای نظری و عملی برای استقرار مردمسالاری و استمرار دولت حقوقمدار و قانون اساسی لائیک را از دیدگاه موازنه عدمی و با شفافیت هرچه بیشتر توضیح دهد.

۱۳۹۰ آذر ۶, یکشنبه

علی صدارت :(4)آموزه‌هائی از دنیای عرب و غرب برای ایران.(4)-بهار ایران، بهار عرب، بهار دنیا، و دوباره بزودی بهار ایران! چگونه؟


علی  صدارت: آموزه‌هائی از دنیای عرب و غرب برای ایران.(4)

4-بهار ایران، بهار عرب، بهار دنیا، و دوباره بزودی بهار ایران!  چگونه؟ 


دیدیم که چگونه، با محدود شدن مطالبات متنوع شرکت کنندگان در جنبش خودجوش در زندانی که  "فتنه" از یک سو و "جنبش سبز" از سوئی دیگر نام گرفت، عوامل  ناهمگونی چون رژیم جمهوری اسلامی، رسانه‌های بیگانه، افراد و گروه‌هایی که در حال حاضر و یا قبلا درون نظام بوده‌اند  ولی حالا مخالف آقای خامنه‌ای شده‌اند،  بعضی "اپوزیسیون" که مردم را از فروپاشی نظام ترساندند، و بعضی دیگر عوامل در گیر، جملگی در پیشبرد شعار "حفظ نظام"  کوشیدند و تا این لحظه در ابقای رژیم ولایت مطلقه، موفق بوده‌اند. اینها همگی، مستقیم و غیرمستقیم، در افزایش ابعاد خشونتهای آشکار و نیز خشونتهای ناملموس و آسیبهای اجتماعی و فسادهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، نقش بازی کردند.
تونس و مصر از ابتدا خواهان رفتن کل رژیم شدند.

۱۳۹۰ آبان ۲۷, جمعه

علی صدارت :(3)بهار ایران، بهار عرب، بهار دنیا، و دوباره بزودی بهار ایران! چگونه؟(3)-"فاجعۀ" گذار از جمهوری اسلامی!!! اصلاح یا انقلاب؟


 

علی  صدارت: بهار ایران، بهار عرب، بهار دنیا، و دوباره بزودی بهار ایران!  چگونه؟(3)

3-"فاجعۀ" گذار از جمهوری اسلامی!!! اصلاح یا انقلاب؟


دیدیم که چگونه شعار "حفظ نظام از اوجب واجبات است" در انحصار آقای خامنه‌ای و گروه فرمانروایان بر ایران  نماند. بعضی اشخاص و گروه‌هائی که به خود صفتهائی چون  "اپوزیسیون" و "مخالفان" و "آلترناتیو" میدادند نیز در عمل معرکه گردانی بازی‌هائی چون "دوران طلائی امام" و یا "اجرای بلا تنازل قانون اساسی" شدند و مردم را از عبور از "خطوط قرمز" برحذر  داشتند و بعد از تحمل کهریزکها و اوین‌ها... از مردم توقع  "دلجوئی از مقام معظم رهبری"  را داشتند.
دیدیم که چگونه عوامل فوق و نیز قدرتهای خارجی، میلیونها شرکت کننده در جنبش خودجوش را، به ضرب و زور رسانه‌های گروهی، در کیسه‌ای "سبز" ریختند و آنرا دو دستی تقدیم آقایان موسوی و کروبی کردند. هر چه این آقایان بیشتر و در فرصتهای مختلف به نداشتن مقام رهبری جنبش اعتراف نمودند، در رسانه‌های گروهی، بیشتر از آنها به عنوان "سران فتنه" از یک سو و "رهبران جنبش سبز" از سوئی دیگر یاد کردند. دیدیم که بعضی نویسندگان و گویندگان غیروابسته نیز در این دام پا نهادند و ناخواسته، در تقلیل دادن تمام مطالبات همۀ شرکت کنندگان در جنبش خودجوش به افکار آقایان کروبی و موسوی و رسانه‌ای شدن آن، کمک رساندند.  ضمن تحسین استقامت آنها و محکومیت رفتار رژیم با آنها،

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

علی صدارت :(2)بهار ایران، بهار عرب، بهار دنیا، و دوباره بزودی بهار ایران! چگونه؟(2)- چگونه "سبز"، رنگی ناشفاف شد!



علی  صدارت :(2)بهار ایران، بهار عرب، بهار دنیا، و دوباره بزودی بهار ایران!  چگونه؟

2- چگونه "سبز"، رنگی ناشفاف شد!


دیدیم که چرا و چگونه، از میان میلیونها مردم ایران و نیروهای مخالف، فقط عدۀ خاصی که به دلایل مختلف و گاه شاید متضاد، متمایل و یا حتی نیازمند به ادامۀ بقای جمهوری اسلامی بودند، در رسانه‌های گروهی، مطرح می‌شدند و همچنان می‌شوند. از آنها از یک طرف، با عنوان "فتنه‌گران" و از طرفی دیگر، با صفت فعالان "جنبش سبز" نام برده می‌شد و می‌شود.  از یک سو نظرات  "سران فتنه" و از سوی دیگر راهبرد "رهبران جنبش سبز"  به تفصیل مورد بحث قرار می‌گرفت و می‌گیرد. رهنوردی در راه "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" گفتمان غالب در رسانه‌های گروهی گردید. 

۱۳۹۰ آبان ۹, دوشنبه

علی صدارت :(1)بهار ایران، بهار عرب، بهار دنیا، و دوباره بزودی بهار ایران! چگونه؟ - حفظ نظام و عناصر درگیر



علی  صدارت :(1)بهار ایران، بهار عرب، بهار دنیا، و دوباره بزودی بهار ایران!  چگونه؟
1- حفظ نظام و عناصر درگیر
در قرن گذشته، ایران بستر جنبش‌هایی بوده است که در آنها، نقش اول را مردم بازی کرده‌اند. در سال 1332، در ظاهر و صورت، نفت ایران تنها مسألۀ برخورد ایران و غرب می‌نمود.  ولی دغدغه‌ای که دلهرۀ اصلی غرب بود،  پدیده‌ای بود که امروزه بهار عرب نام گرفته است.  این پدیده را به نوعی در کشورهای اروپائی و حتی در خود امریکا و انگلیس هم شاهد هستیم.
     جنبش خودجوش مردمی، در اوج خود، بهار را، در زمستان 1357، در ایران به ارمغان آورد. کادرهای آزاده و مستقل ایرانی، چه آنها که  در ایران زندگی می‌کردند و چه کسانی که از سایر کشورهای به وطن خود بازگشتند، با لیاقت،  دوران گذار را با خشونت‌پرهیزی تصدی کردند و مملکت را  علیرغم مشکلات عظیمی