‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۲۲, شنبه

سوالات ندای آزادی از علی صدارت : نظر شما راجع به "انتخابات" ریاست جمهوری در خرداد 1392 چیست؟

.........از دید من در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ انتخابی صورت نگرفت. به تعبیر من، اگر استقلال و آزادی را امکان اتخاذ تصمیم و انتخاب نوع آن تعریف کنیم، در نبود آزادیها و در نبود امکانی برای هرگونه عمل خودانگیخته، در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ "انتخابات" به معنی واقعی کلمه انجام نگرفت. همانطور که به مناسبت قبلا هم عرض کرده‌ام، این بار هم بخشی از مردم به دست خود، دانسته و یا ندانسته، وسیله‌ای شدند برای نمایش مشروعیت رژیم ولایت مطلقه و در رای‌گیری مهندسی شده توسط رژیم شرکت کردند و بدین ترتیب انزوای رژیم برای بخشی از افکار عمومی، در پردۀ ابهام باقی ماند......

۱۳۹۲ خرداد ۲۳, پنجشنبه

جنبش تحریم فعال و خودجوش. پیشنهادها برای روز رای گیری و روزهای بعد







هموطن!
بیش از سه دهه است که خوب و خوبی از میهن ما رخت بر بسته است!
بیش از سه دهه است که حاکمیت رژیم ولائی، با  القاء ترس در جامعه، انتخاب بین بد و بدتر را (آنهم فقط بدها و بدترهای مورد پسند خود را!)  به هموطنان تحمیل کرده است و وضعیت ما در این سه دهه  پیوسته از قبل بدتر و بدتر و بدتر... شده؛
برای بازیافت حق حاکمیت خویش، حق انتخاب در آزادی و استقلال، حقی که متعلق به تک تک شهروندان است؛
برای آنکه قدرتهای داخلی و رژیم غاصبِ حقِ حاکمیت، حضور در پای صندوق‌های رأی را جواز زدن چوب حراج به آنچه از هستی ایران مانده است، گمان نبرد؛
برای این که قدرتهای خارجی ما را از جنس رژیم ولایی ندانند و وطن ما را بیش از این با تحریم و تهدید، دچار  فقر و خشونت نکنند؛
برای اینکه مجددا شرکت شما در "انتخابات" مشروعیت دادن شما به رژیم نشود: https://www.youtube.com/watch?v=djTGxV6ct18
برای اعتراض به استبداد؛
برای اعتراض به خشونت و فساد و فقر و خفقان؛
برای اعتراض به قتل و اعدام و شکنجه؛
برای اعتراض به نمایش توهین‌آمیز "انتخابات" و صرف نظر از اینکه چه کسانی رد و یا تأیید صلاحیت شدند و یا با حکم حکومتی احتمالی صلاحیت بگیرند و دوباره وارد صحنۀ نمایش بشوند؛
برای  عصیان به تبعیض‌ها و  تحقیرهای سی سالۀ رژیم؛
برای محروم کردن رژیم از مشروعیتی که با زور و تهدید از مردم گدائی می کند؛
برای رهائی از غم و انفعال و برای بازجستن شادی و خودانگیختگی؛
برای شرکت فعالانه در جنبشی خودجوش و همگانی و خشونت‌زدا برای سرنگونی نظام ولایت مطلقه؛
برای همدلی با زندانیان سیاسی و عقیدتی؛
برای اعتراض به تجاوز و شکنجه و زندان و حصر؛
برای رهائی از زندان بزرگی که رژیم ولایت مطلقه، ایرانیان را طی سه دهه در آن محصور کرده است؛
با حصر خانگی خویش در روز 24 خرداد 1392، خیابانها را خلوت بگذاریم و فعالانه انزوای رژیم را عیان کنیم؛
برای یک بار هم که شده، با رو کردن به مردم و با پشت کردن به قدرتهای داخلی، انزوائی که رژیم ولایت مطلقه بیش از سی سال در آن است را به افکار عمومی داخلی (به خصوص نیروهای سرکوب) به طور واضح نمایش دهیم؛
به جای ترسیدن و ترساند، به جای تلاش در حل کردن معضلات از طریق قدرت داخلی (چه آنها که در داخل دولت هستند و چه آنها که در خارج حاکمیت فعلی هستند)، معضلاتی که حیات ملی ما را به خطر انداخته‌اند (معضلاتی که با ماندن این رژیم هرروزه وخیم‌تر شده و می‌شوند) ، یکبار هم که شده به خود و به مردم خود اعتماد کنیم و لااقل با دست خود به این رژیم مشروعیت ندهیم.
صد بار از آن راه بدان خانه برفتید///یک بار از این خانه بر این بام برآیید
برای یک بار هم که شده، با پشت کردن به قدرتهای داخلی، انزوائی که رژیم ولایت مطلقه بیش از سی سال در آن است را به افکار عمومی دنیا (به خصوص مردم کشورهائی پیوسته ایران را تهدید به تجاوز میکنند) به طور واضح نمایش دهیم و با صدای بلند بگوئیم که ما مردم ایران، از جنس خامنه‌ای‌ها و هاشمی‌ها و احمدی‌نژادها و جلیلی‌ها و روحانی‌ها نیستیم. ما ملت رشیدی هستیم و خودمان این توانائی را داریم که از شر رژیم ولایت مطلقه خلاص شویم؛
همۀ فجایعی که در عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و.... شاهدیم، ریشه در عدم اعتماد به نفس و رجوع به قدرتهای داخلی و خارجی دارد؛
بعد از همگانی کردن جنبش خودجوش  تحریم فعال و بعد از عیان کردن انزوای سی‌سالۀ رژیم ولایت مطلقه در مقابل افکار عمومی دنیا و ایران (به خصوص نیروهای سرکوب)، مقدمات خیزش خودجوش همگانی و خشونت‌زدا  را با اعتماد به نفس فردی و ملی، با خلق و ابتکار انواع نافرمانی‌های مدنی  برای بی‌اثر نمودن وسایل سرکوب در دست سرکوبگران گذار صلح‌آمیز به مردمسالاری را فراهم کنیم؛
در جواب اینکه گفته شود "از کجا باید شروع کرد؟"  از زبان  عطار نیشابوری عرض می‌کنم:
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس///خود راه بگویدت که چون باید رفت
در جواب اینکه پرسیده  شود "از کجا باید شروع کرد؟" این رویه را پیشنهاد می‌کنم که  لازمۀ خودانگیختگی و استقلال،  سوال کردن نیست، بلکه جواب یافتن است؛
هر کسی با توجه به سلیقه و استعدادها و توانائی‌های خودش، می‌تواند با یک یا چند نفر از همفکرانش هسته و هسته‌هائی را تشکیل دهد و برای اِعمال حق حاکمیت و شهروندی خود، دست به خلاقیت و ابتکار بزند.
برای شروع، اگر با کلیات این دعوت هم‌میهنان به خیزش موافق هستید، آنرا متعلق به خود دانسته و به هر وسیله‌ای که در اختیار دارید در انتشار وسیع و انبوه آن سایر هم‌وطنان خود را یاری بفرمائید.





۱۳۹۲ خرداد ۱۷, جمعه

خامنه‌ای: "....هر رأیی که شما به یکی از این نامزدهای محترم، به این هشت نفر آقایان محترمی که در صحنه هستند، به هرکدام از اینها شما رای بدهید، رای به جمهوری اسلامی داده‌اید......."



مقام معظم رهبری آیا از این هم واضح تر میتواند به شما بگوید که همۀ شما کسانی که به هر دلیلی (به هر دلیلی-به هر دلیلی-به هر دلیلی) به مردم میگوئید باید بروند رای بدهند  در واقع خود به  بقای رژیم کمک کرده‌اید و برای اینکارتان در بین مردم  دنبال شریک جرم میگردید.

آفتاب آمد دلیل آفتاب///گر دلیلت باید از وی رو متاب

از دقیقۀ 1:10 ملاحظه بفرمائید: ".....آیت‌الله خامنه‌ای امروز  رای یه هر یک از نامزدها را رای به حکومت و حمایت از حکومت تلقی کرد، حتی آرای اعتراضی که ممکن است به صندوقها ریخته شوند:
"....هر رأیی که شما به یکی از این نامزدهای محترم،  به این هشت نفر آقایان محترمی که  در صحنه هستند، به هرکدام از اینها شما رای بدهید، رای به جمهوری اسلامی داده‌اید......."


علی صدارت : تحریم فعال "انتخابات" ، پیشنهاد خانه‌نشینی در روز 24 خرداد به عنوان یکی از بیشمار روشهای خشونت‌زدا، و تبدیل آن به فرصتی برای خیزش عمومی


هموطن!
بیش از سه دهه است که خوب و خوبی از میهن ما رخت بر بسته است!
بیش از سه دهه است که حاکمیت رژیم ولائی، با  القاء ترس در جامعه، انتخاب بین بد و بدتر را (آنهم فقط بدها و بدترهای مورد پسند خود را!)  به هموطنان تحمیل کرده است و وضعیت ما در این سه دهه  پیوسته از قبل بدتر و بدتر و بدتر... شده؛
برای بازیافت حق حاکمیت خویش، حقی که متعلق به تک تک شهروندان است؛
برای آنکه رژیم غاصبِ حقِ حاکمیت، حضور در پای صندوق‌های رأی را جواز زدن چوب حراج به آنچه از هستی ایران مانده است، گمان نبرد؛
برای این که قدرتهای خارجی ما را از جنس رژیم ولایی ندانند و وطن ما را بیش از این با تحریم و تهدید، دچار  فقر و خشونت  
نکنند؛
برای اینکه مجددا شرکت شما در "انتخابات" مشروعیت دادن شما به رژیم نشود:
برای اعتراض به استبداد؛
برای اعتراض به خشونت و فساد و فقر و خفقان؛
برای اعتراض به قتل و اعدام و شکنجه؛
برای اعتراض به نمایش توهین‌آمیز "انتخابات" و صرف نظر از اینکه چه کسانی رد و یا تأیید صلاحیت شدند و یا با حکم حکومتی احتمالی صلاحیت بگیرند و دوباره وارد صحنۀ نمایش بشوند؛

فقط با ترس و با تلقین ترس و با سانسور و با خودسانسوری است  که "عوارض و زیانها" که بر سر چند نسل از سه دهه پیش آمده را بتوان کتمان نمود.

برای  عصیان به تبعیض‌ها و  تحقیرهای سی سالۀ رژیم؛
برای محروم کردن رژیم از مشروعیتی که با زور و تهدید از مردم گدائی می کند؛
برای رهائی از غم و انفعال و برای بازجستن شادی و خودانگیختگی؛
برای شرکت فعالانه در جنبشی خودجوش و همگانی و خشونت‌زدا برای سرنگونی نظام ولایت مطلقه؛
برای همدلی با زندانیان سیاسی و عقیدتی؛
برای اعتراض به تجاوز و شکنجه و زندان و حصر؛
برای رهائی از زندان بزرگی که رژیم ولایت مطلقه، ایرانیان را طی سه دهه در آن محصور کرده است؛
با حصر خانگی خویش در روز 24 خرداد 1392، خیابانها را خلوت بگذاریم و فعالانه انزوای رژیم را عیان کنیم؛
برای یک بار هم که شده، با رو کردن به مردم و با پشت کردن به قدرتهای داخلی، انزوائی که رژیم ولایت مطلقه بیش از سی سال در آن است را به افکار عمومی داخلی (به خصوص نیروهای سرکوب) به طور واضح نمایش دهیم؛
به جای ترسیدن و ترساند، به جای تلاش در حل کردن معضلات از طریق قدرت داخلی (چه آنها که در داخل دولت هستند و چه آنها که در خارج حاکمیت فعلی هستند)، معضلاتی که حیات ملی ما را به خطر انداخته‌اند (معضلاتی که با ماندن این رژیم هرروزه وخیم‌تر شده و می‌شوند) ، یکبار هم که شده به خود و به مردم خود اعتماد کنیم و لااقل با دست خود به این رژیم مشروعیت ندهیم.
صد بار از آن راه بدان خانه برفتید///یک بار از این خانه بر این بام برآیید
برای یک بار هم که شده، با پشت کردن به قدرتهای داخلی، انزوائی که رژیم ولایت مطلقه بیش از سی سال در آن است را به افکار عمومی دنیا (به خصوص مردم کشورهائی پیوسته ایران را تهدید به تجاوز میکنند) به طور واضح نمایش دهیم و با صدای بلند بگوئیم که ما مردم ایران، از جنس خامنه‌ای‌ها و هاشمی‌ها و احمدی‌نژادها نیستیم. ما ملت رشیدی هستیم و خودمان این توانائی را داریم که از شر رژیم ولایت مطلقه خلاص شویم؛
همۀ فجایعی که در عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و.... شاهدیم، ریشه در عدم اعتماد به نفس و رجوع به قدرتهای داخلی و خارجی دارد؛
بعد از عیان کردن انزوای سی‌سالۀ رژیم ولایت مطلقه در مقابل افکار عمومی دنیا و ایران (به خصوص نیروهای سرکوب)، مقدمات خیزش خودجوش همگانی و خشونت‌زدا  را با اعتماد به نفس فردی و ملی، با خلق و ابتکار انواع نافرمانی‌های مدنی  برای بی‌اثر نمودن وسایل سرکوب در دست سرکوبگران گذار صلح‌آمیز به مردمسالاری را فراهم کنیم؛
در جواب اینکه گفته شود "از کجا باید شروع کرد؟"  از زبان  عطار نیشابوری عرض می‌کنم:
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس///خود راه بگویدت که چون باید رفت
در جواب اینکه پرسیده  شود "از کجا باید شروع کرد؟" این رویه را پیشنهاد می‌کنم که  لازمۀ خودانگیختگی و استقلال،  سوال کردن نیست، بلکه جواب یافتن است؛

هر کسی با توجه به سلیقه و استعدادها و توانائی‌های خودش، می‌تواند با یک یا چند نفر از همفکرانش هسته و هسته‌هائی را تشکیل دهد و برای اِعمال حق حاکمیت و شهروندی خود، دست به خلاقیت و ابتکار بزند. 

علی صدارت : اجازه ندهیم که رژیم ولایت مطلقه، به دست خودمان، ما و بعضی "فعالان سیاسی" و "دلسوزان" را مستخدم بدون جیره و مواجب خود کند!



از جمله لقبهائی که به "اصلاح‌طلبان" داده میشده و میشود، "کارگزار" بودن است.
با پیشنهاد جنبش خودجوش تحریم فعال به مردم و عدم شرکت در "رای‌گیری" اجازه ندهیم که رژیم ما و بعضی "فعالان سیاسی" و "دلسوزان" را مستخدم بدون جیره و مواجب خود کند و نظر اصلی خودش را و تنها نظر خودش را یعنی پیش‌بردن و برای سی سال دیگر عملی کردن شعار "حفظ نظام از اوجب واجبات است" را به دست این دسته از هموطنانمان به اجرا در بیاورد.


از جمله لقبهائی که به"اصلاح طلبان" داده میشده و میشود."فرصت سوزی" است.
با تحریم فعال "حماسۀ انتخابات" و با جنبش خودجوش و خشونت‌زدای خانه‌نشینی در روز 24 خرداد، اجازه ندهیم که این فرصت هم سوخته شود.

۱۳۹۲ خرداد ۱۵, چهارشنبه

علی صدارت : بعد از گدایان قدرتهای خارجی، چشممان به گدایان قدرتهای داخلی روشن! پس رجوع به مردم چه شد؟!


علی صدارت : بعد از گدایان قدرتهای خارجی، چشممان به گدایان قدرتهای داخلی روشن. پس رجوع به مردم چه شد؟!
رجوع به قدرتهای خارجی و گرفتن هرگونه کمکی، حتی کمکهای غیرنظامی، هرچه می‌گذرد در فرهنگ ایرانیان  گناه‌آلودتر و مطرودتر می‌گردد. از کسانی که توهین "دخالت بشردوستانه" را مطرح می‌کردند، خبری نیست و از بین رفتن آبروی سیاسی و فرهنگی و آکادمیکِ داشته و یا نداشتۀ آنها، درس عبرتی شد برای کسانی که با جرات کمتری و با کلام مبهم‌تری در همین دکان بودند. بی‌آبروئی "کنفرانس"های آنچنانی تهیه دیده شده توسط آن دسته از قدرتهای خارجی که در پی رژیمی با ولایت مطلقۀ دیگری هستند و نیز "شورای ملی" هم پیغامی  شفاف بود بر مردود بودن وابستگی و اینکه مردم ایران سرنوشت سوریه را نخواهند پذیرفت. مردم ایران تکلیف خود را با افکار عمومی داخلی و افکار عمومی دنیا، به وضوح روشن کرده‌اند که هرگونه مراجعه به قدرت خارجی را مردود می‌دانند. 
مردود بودن و مطرود بودن  مراجعه به قدرتهای داخلی اما، تا این روزها به این وضوح و شیوع دیده نمی‌شد.

۱۳۹۲ خرداد ۱۲, یکشنبه

در 24 خرداد 1392 در خانه بمانیم تا تجربۀ سوریه را نبینیم!



http://youtu.be/LJzugI5Myog    فایل تصویری

گروهها و تشکیلات و افرادی که با بی‌اعتمادی به خود و مردم، و با اعتیاد به قدرت و زورمداری، زبان و قلم ابهام آمیز بکار برده‌اند، و به هموطنان خود پیشنهاد روشن و شفاف تحریم "انتخابات"  را ارائه نکرده‌اند و یا برای مردم حکم و فرمان و فتوای شرکت در "انتخابات" را صادر کرده‌اند، دست به قماری بازنده برروی آبروی سیاسی/اجتماعی/روشنفکری/... خود زده‌اند و در عین حال با سرنوشت نسلی دیگر بازی می‌کنند.
از سوی دیگر قلم و زبان شفاف و روشن پیشنهاد جنبش خودجوش و فعال تحریم "انتخابات" و پیشنهاد همدلی با حصرشدگان و زندانیان سیاسی، و پیشنهاد حصر خانگی خویش در روز انتخابات و نافرمانی مدنی  خشونت‌زدا به هموطنان، پذیرشی شعف آمیز داشته است. با این اقدام، افکار عمومی ایران (از جمله و به خصوص نیروهای سرکوب و اطلاعات و امنیت) و نیز افکار عمومی دنیا، انزوای سی سالۀ رژیم  را به وضوح خواهد دید و هموطنان می‌توانند این اقدام را با ابتکار روشهای خشونت‌زدا، به جرقه‌ای برای شروع خیزشهای وسیع و فراگیر برای گذاری صلح‌آمیز از رژیم ولایت مطلقه که هرگونه اصلاحی را غیرممکن کرده است تبدیل کند.

۱۳۹۲ خرداد ۸, چهارشنبه

جنبش خودجوش فراگیر تحریم فعال "انتخابات"

دوستان گرامی
با سلام و با آرزوی سلامتی و خوشوقتی و سپاس از ارسال مطلب از آقای عالی پیام
با سپاس از همۀ هموطنانی (از جمله دلیرانی در داخل ایران که هنوز از اوین بیرون نیامده دوباره با فعالیتهای فرهنگی، به شعار "حفظ نظام از اوجب واجبات است" به هر ترتیبی که میتوانند عصیان میکنند)  که برای برونرفت از وضعیت فعلی، راه رجوع به قدرتهای داخلی را مردود میدانند و راه حل وضعیت وخیم میهن را، تحریم "انتخابات" و رجوع به مردم یافنه اند. و با امید اینکه کسانی که هنوز مردم را به شرکت در "انتخابات"میخوانند، آبروی سیاسی/اجتماعی و سرنوشت ملت و کشور را بیش از این به خطر نیاندازند.
سه دهه تجربۀ نظام ولایت مطلقه و با پروپگاندا و سانسور و خودسانسوری و به دست خود ، محصور شدن در انتخاب بین بد و بدتر، نشان داده است که صرف نظر از اینکه چه کسی برای انتصابات ریاست جمهوری تائید و یا رد صلاحیت شده باشد، این رژیم اصلاح پذیر نیست و شرکت در این رای گیری هم مانند دفعات قبل، انزوای رژیم توسط مردم را مخفی و به رژیم مشروعیت میدهد. با بقای این رژیم همیشه وضعیت نسبت به سابق بدتر و بدتر و بدتر.... شده است.

۱۳۹۲ خرداد ۷, سه‌شنبه

با حصر خانگی خویش در روز "!انتخابات؟" 24 خرداد 1392، خیابانها را خلوت بگذاریم و انزوای رژیم را عیان کنیم. ...اسم "انتخابات" را اگر از روی این توهین بزرگ برداریم، آنچه به جای می‌ماند یک فریبکاری آمیخته به ناجوانمردی است. انتخاباتی که از سر تا به پایش مهندسی که نه، دستمالی شده باشد، و از مقدمه تا مؤخره‌اش توهین به حداقل شعور مخاطبان خود است...


محمد نوری‌زاد: ما انتخابات را تحریم که نه، «هو» می‌کنیم!   ـ   ۴۶۴۰ کلیک
............اسم انتخابات را اگر از روی این شوخی بزرگ برداریم، آنچه به جای می‌ماند یک فریبکاری آمیخته به ناجوانمردی است. انتخاباتی که از سر تا به پایش مهندسی که نه، دستمالی شده باشد، و از مقدمه تا مؤخره‌اش توهین به حداقل شعور مخاطبان خود باشد، تحریم که نه، بل مستحق تفقدی ویژه است..........
.............چند خاصیت همزمان برای شخصِ رهبر دارد:
 یادتان باشد که من چه قدرتی دارم، و چه رؤف و موقعیت‌شناسم. آهای مردم، فراموشتان نشود که یک تصمیم مختصر من چه موجی می‌تواند در این مملکت پدید آورد.  من دیدم تمایل(??!!) بخش وسیعی از شما مردم به آقای هاشمی است و با رد صلاحیت وی دچار افسردگی(??!!) شدید شده‌اید، او را برخلاف میل خودم و برخلاف میل آقای شریعتمداری کیهان و آقای علم‌الهدی تأیید کردم تا کام شما شیرین گردد. پس تا می‌توانید مرا دوست بدارید و در روزِ رأی‌گیری مثل یک فنر فشرده‌ای که ناگهان رهایش کرده باشند، پُرفشار و سراسیمه به سمت صندوق‌ها هجوم ببرید و «حماسه سیاسی» مورد نظر مرا در عالی‌ترین وجه ممکن مسجّل و محقق کنید..................
.....................تأیید صلاحیت آقای هاشمی و انتخاب گسترده او، به قدرت‌های برتر جهان و تحریم‌کنندگان ایران می‌فهماند که ایرانیان هنوز که هنوز است دوستدار نظام‌اند. و این هجوم همه‌جانبه، بستر مناسب سخنرانی‌های مطول و حماسیِ رهبر را فراهم می‌کند تا به اوباما و صد پشت اروپایی‌اش بفرمایند: با مردم ایران (بخوانید رژیم ج ا ا) نمی‌شود با توپ و تشرسخن گفت. برقراری ما را تماشا کنید و از غصه دق کنید؛ ببینید مردم ایران در اوج بیچارگی و درماندگی، باز به آغوش خود ما پناه می‌آورند و با همه نفرتی که از مشقات جمهوری اسلامی دارند، باز دست به دامن خود ما می‌شوند و در دهه چهارم انقلاب، یکی از استوانه‌های کهنسال انقلاب را برمی‌گزینند و سخن از دگرگونی و واژگونی نمی‌رانند...................
..............اسم انتخابات را اگر از روی این شوخی بزرگ برداریم، آنچه به جای می‌ماند یک فریبکاری آمیخته به ناجوانمردی است. انتخاباتی که از سر تا به پایش مهندسی که نه، دستمالی شده باشد، و از مقدمه تا مؤخره‌اش توهین به حداقل شعور مخاطبان خود باشد، تحریم که نه، بل مستحق تفقدی ویژه است. بنا بر این، ما انتخابات را «هو» می‌کنیم، و در لابلای هو کردن، به سردارانی که بلعیدن همه قدرت را با همه ظرفیت‌هایش یک‌جا می‌خواهند می‌گوییم: مملکت، مفت چنگتان! همدیگر را خبر کنید و تا توان دارید بخورید و بالا بکشید! همه چیز این کشور بلازده را که بالا کشاندید و به باد دادید، به ما ندا بدهید تا برای حمل جنازه‌های شما فکری بکنیم.

منبع=  http://najvahayenajibane.blogspot.com/2013/05/nurizadelections.html 


هموطن!
بیش از سه دهه است که حاکمیت رژیم ولائی، با  القاء ترس در جامعه، انتخاب بین بد و بدتر را (آنهم فقط بدها و بدترهای مورد پسند خود را!)  به هموطنان تحمیل کرده است و وضعیت ما در این سه دهه  پیوسته از قبل بدتر و بدتر و بدتر... شده؛
برای بازیافت حق حاکمیت خویش، حقی که متعلق به تک تک شهروندان است؛
برای آنکه رژیم غاصبِ حقِ حاکمیت، حضور در پای صندوق‌های رأی را جواز زدن چوب حراج به آنچه از هستی ایران مانده است، گمان نبرد؛
برای این که قدرتهای خارجی ما را از جنس رژیم ولایی ندانند و وطن ما را بیش از این با تحریم و تهدید، دچار  فقر و خشونت  
نکنند؛
برای اعتراض به استبداد؛
برای اعتراض به خشونت و فساد و فقر و خفقان؛
برای اعتراض به قتل و اعدام و شکنجه؛
برای اعتراض به نمایش توهین‌آمیز "انتخابات" و صرف نظر از اینکه چه کسانی رد و یا تأیید صلاحیت شدند و یا با حکم حکومتی احتمالی صلاحیت بگیرند و دوباره وارد صحنۀ نمایش بشوند؛
برای  عصیان به تبعیض‌ها و  تحقیرهای سی سالۀ رژیم؛
برای محروم کردن رژیم از مشروعیتی که با زور و تهدید از مردم گدائی می کند؛
برای رهائی از غم و انفعال و برای بازجستن شادی و خودانگیختگی؛
برای شرکت فعالانه در جنبشی خودجوش و همگانی و خشونت‌زدا برای سرنگونی نظام ولایت مطلقه؛
برای همدلی با زندانیان سیاسی و عقیدتی؛
برای اعتراض به تجاوز و شکنجه و زندان و حصر؛
برای رهائی از زندان بزرگی که رژیم ولایت مطلقه، ایرانیان را طی سه دهه در آن محصور کرده است؛
با حصر خانگی خویش در روز 24 خرداد 1392، خیابانها را خلوت بگذاریم؛
برای یک بار هم که شده، با پشت کردن به قدرتهای داخلی، انزوائی که رژیم ولایت مطلقه بیش از سی سال در آن است را به افکار عمومی داخلی (به خصوص نیروهای سرکوب) به طور واضح نمایش دهیم؛
برای یک بار هم که شده، با پشت کردن به قدرتهای داخلی، انزوائی که رژیم ولایت مطلقه بیش از سی سال در آن است را به افکار عمومی دنیا (به خصوص مردم کشورهائی پیوسته ایران را تهدید به تجاوز میکنند) به طور واضح نمایش دهیم و با صدای بلند بگوئیم که ما مردم ایران، از جنس خامنه‌ای‌ها و هاشمی‌ها و احمدی‌نژادها نیستیم. ما ملت رشیدی هستیم و خودمان این توانائی را داریم که از شر رژیم ولایت مطلقه خلاص شویم؛
همۀ فجایعی که در عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و.... شاهدیم، ریشه در عدم اعتماد به نفس و رجوع به قدرتهای داخلی و خارجی دارد؛

بعد از عیان کردن انزوای سی‌سالۀ رژیم ولایت مطلقه در مقابل افکار عمومی دنیا و ایران (به خصوص نیروهای سرکوب)، مقدمات خیزش خودجوش همگانی و خشونت‌زدا  را با اعتماد به نفس فردی و ملی، با خلق و ابتکار انواع نافرمانی‌های مدنی  برای بی‌اثر نمودن وسایل سرکوب در دست سرکوبگران گذار صلح‌آمیز به مردمسالاری را فراهم کنیم.


۱۳۹۲ خرداد ۲, پنجشنبه

۱۳۹۲ خرداد ۱, چهارشنبه

بنظر شما چه اتفاقی افتاد که آقای هاشمی وارد بازی انتخابات شد؟

مصاحبه با آقای بنی صدر  بتاریخ 26 اردیبهشت 1392.
آقای بنی صدر همانطور که میدانید آقای هاشمی رفسنجانی در دقیقه ·۹وارد بازی انتخابات شد. با آنکه خودشان گفته بودند که رهبر به ایشان اعتماد ندارند و همسرشان هم گفته بودند که انتخاباتی در کار نیست . اما ظاهرا آن جوری که جبهه مشارکت هم در بیانیه اش گفته برای اعتبار بخشی به جمهوری اسلامی آمدند . خواستم خواهش کنم بفرمائید بنظر شما چرا آقای رفسنجانی آمدند . چه اتفاقی افتاد و چه عواقبی دارد... گفتگوی آقای عبداللهی با آقای بنی صدر در تلویزیون سپیده استقلال و آزادی


آقای خامنه ای و ولایت مطلقه فقیه محور این انتخابات است و مردم ایران برای نخستین بار با این محور روبرو هستند و او را مسبب وضعیتی می دانند که در آنند. آقای خامنه ای در عین حال تنها در برابر قدرتهای خارجی است که ایران را به مجازات اقتصادی و تهدید نظامی بسته اند، مردم ایران نیز با خامنه ای و قدرتهای خارجی رویارو هستند بنابرین اگر قدرتهای خارجی درک کنند که مردم ایران نیاز دارند که از بیرون تهدید نشوند تا بتوانند از درون عمل کنند بهترین فرصت برای ملت ما پیش آمده است بشرط اینکه نسل جوان امروز "حقوق ملی، حقوق ذاتی انسان و داشته های نتیجه مبارزه چندین نسل" را در قمار قدرتمدارها داغ نکند.

شما بارها استدلالهای درستی را در لزوم تحریم فعال انتخابات ریاست جمهوری پیش رو مطرح کردید ولی با کاندید شدن هاشمی رفسنجانی و اعلام حمایت خاتمی، اصلاحطلبها و ملی مذهبی ها از ایشان، این استدلال از سوی آنها طرح می شود که با تحریم انتخابات، خامنه ای مثل سال 84 بدون دردسر کاندیدای مورد نظرش را از صندوق بیرون خواهد آورد و اصولا رای دادن به هاشمی باعث هزینه و دردسر بیشتری برای خامنه ای می شود! نظر شما درباره این تحلیل چیست؟
از طرف دیگر در ذهن بسیاری از جوانان نسبت به تحریم فعالی که دست رژیم را در پرشمار نشان دادن حضور مردم در انتخابات خواهد بست، تصویر روشنی وجود ندارد، آیا نباید کارهایی که کنشگر طرفدار تحریم فعال می تواند انجام دهد را بطور مشخصتر برای مردم شرح داد؟ نظر شما چیست؟