‏نمایش پست‌ها با برچسب رسانه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رسانه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ مرداد ۳۰, یکشنبه

علی صدارت: تحول دموکراسی و نقش رسانه‌های همگانی



علی   صدارت: تحول دموکراسی و نقش رسانه‌های همگانی

در پی رسوا شدن تقلب بزرگ و نمایش توهین آمیز  "انتخابات" ریاست جمهوری 1388، و اعتراضات و تظاهرات خیابانی و دستگیریهای وسیع، "اعتراف"ها  و "مصاحبه"های تلوزیونی دوباره شروع شدند. رسانه های جمعی، دوباره مملو از نمایشهایی تهوع آوری شدند که همه در یک سو حرکت میکنند: شستشوی مغزی!  سوال این است که آیا علیرغم بی اعتباری و عدم مشروعیت هرآنچه در رسانه های صوتی و تصویری رژیم پخش میشود، این روش کریه هنوز هم کارآیی دارد؟
با توجه به انقلاب الکترونیک و انفورماتیک، در مدت زمان نیم قرن گذشته، شاهد تغییرات بسیار عظیم و عمده در قلمرو سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و..... در سراسر جهان بوده ایم. مملکت ما ایران هم از این قاعده عمومی مستثناء نبوده است. از اهم وقایع اتفاقیه،  بیشتر از پیش شدن نقش افکار عمومی است.  قابل تامل اینکه، این نقش، دیواره های مرزهای شهرها و کشورها و منطقه ها.... را در هم شکسته و حتی قاره ها را هم در می نوردد.  با امکان ضبط  صوتی و تصویری مطالب و وقایع و سهولت انتقال آنها توسط اینترنت،  نقش افکار عمومی و رسانه های جمعی،

۱۳۸۴ مرداد ۲۴, دوشنبه

رسانه‌های همگانی به عنوان شاخۀ چهارم دولت




شاخۀ چهارم دولت،
یک قرن پیش، انقلاب مشروطیت نوید دموکراسی را به ایرانیان داد. دربین "کشورهای جنوب"، ایران اولین کشوری بود که اینگونه در جهت دموکراسی قدم پیش گذاشت. حدوداَ نیم قرن از روزی که مصدق مجلس را ترک و برای ارتباط مستقیم با وجدان جمعی ایرانیان به میان مردم رفت میگذرد. استعمارگران دنیا در بالاترین سطوح خود و عملۀ آنها در پائین ترین سطوح انسانیت، در داخل کشور ، با موفقیت، کمر در شکست جنبش استقلال بستند. بیش از ربع قرن از پیروزی گل بر گلوله میگذرد ومردم با دست خالی و با شعارهای ِ انقلابی ِ آزادی و استقلال، طومار طبل تو خالی ِ " ژاندارم منطقه " و "جزیرۀ ثبات" را بربستند.
سوٌال اینست که چرا اینچنین مردمی در قرن بیست و یکم، در اینچنین مرز و بومی، هنوز در قهقرای نظام واپسگرای تمامیت خواهی اینچنانی "زندگی" میکنند و با تصمیمهایی که در بزنگاههای سرنوشت- ساز میگیردند، ندانسته به ادامۀ بقای مستبدان و سرکوبگران عصر خود کمک میکنند. گوهر پر بهای آزادی ، رشد و استقلال را چرا و چگونه به این ارزانی از دست میدهند؟ اعتماد بنفس و باور به خویش ِ بایستۀ این مردم کجاست که در صحنه بمانند و از حقوق حقۀ خود دفاع کنند؟ و چه عوامل و سازو کارهایی در کارند که مردم، منفعل و کار پذیر میشوند و در مقابل مستبدان و ظالمان و سرکوبگران، در حد یک نظاره گر سقوط میکنند؟