۱۴۰۴ دی ۱۴, یکشنبه

 

اسنادی از ارتباط شاپور بختیار و غلامعلی اویسی با قدرت‌ها و اجنبیان!

علی صدارت: شاپور بختیار آخرین تیر ترکش محمدرضا پهلوی و قدرت‌های غربی بودند که انقلاب را از جوشش بیاندازند.

بختیار در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۵۷ با پهلوی بر سر نخست‌وزیری به توافق رسید.

قصد امریکا در آن ماهها و هفته‌های منتهی به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، به طور خلاصه این بود: حفظ محمدرضا پهلوی به عنوان شاه؛ یا حفظ رژیم شاهنشاهی با حاکمیت شورای سلطنت؛ و یا حفظ شاپور بختیار برای کنترل منقلب شدن مردم و یش‌گیری از فروپاشی رژیم و از دست رفتن کامل کنترل بر منابع ایران و استقرار رژیمی که حافظ منافع غرب باشد.

بختیار در جایگاهی که قرار گرفت، می‌توانست نقش تاریخ‌ساز و مهمی را در ساختن وطن، و در استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری ایفا کند. پشت کردن به قدرت و روی کردن به ملت، شعار ایرانیان در خیابان‌ها گشته، ولی او عکس آن را عمل کرد! بدین ترتیب از جمله عواملی شد که خود را سوزاند، و ایران و ایرانیان را هم!

در این رابطه، برخی اسناد از طبقه‌بندی خارج شده را در ذیل می‌اوریم:

❊❊❊❊❊❊❊❊

شاپور بختيار در آيينه اسناد تازه آزاد شده در آرشيو ملی بريتانيا (بخش اول)

https://www.radiofarda.com/a/f4_bakhtiar_britain_foreign_ministry_archive/24289337.html

از ابتدای سال ۲۰۱۰ تاکنون با آزادسازی پرونده‌های تحولات سال‌های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰، اطلاعات مختلفی درباره فعاليت‌های دکتر شاپور بختيار، آخرين نخست وزير سلسله پهلوی، در دسترس پژوهشگران قرار گرفته است.
اين نوشته خلاصه ای از گزارش ها و اسناد تازه آزاد شده بريتانيايی درباره بختيار در طول دو سال ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ است. در اين گزارش تلاش شده تا از اظهار نظر شخصی خودداری شده و صرفا خلاصه ای از اسناد تازه آزاد شده درباره شاپور بختيار در فاصله اين دو سال است.
سر آنتونی پارسونز آخرين سفير بريتانيا در تهران، که اتفاقا همزمان با خروج شاه از ايران ماموريتش در تهران پايان يافت، چه در گزارش سالانه ۱۹۷۸ خود که در نخستين روزهای سال ۱۹۷۹ منتشر شد و چه در گزارش توديعی پايان ماموريتش، به بررسی موقعيت بختيار در آستانه پذيرش مقام نخست وزيری پرداخت. پارسونز در گزارش سالانه خود، ضمن مشخص نبودن دقيق خواسته‌های بختيار پيش بينی کرد که به شدت محتمل است شاه به خواسته بختيار درمورد خروج به ظاهر کوتاه مدت خود از کشور تن بدهد.

شاه در ديدار دوم ژانويه ۱۹۷۹ (۱۲ دی ۱۳۵۷) به ويليام سوليوان سفير آمريکا گفت که «در عين بدبينی نسبت به موفقيت دولت بختيار، مجبور بهانتخاب اوست، چرا که برگ برنده ديگری در آستين خود ندارد

به اعتقاد هنری پرشت، رییس میز ایران در وزارت خارجه آمریکا، بيش از يک ميليون نفری که در خيابان های تهران بيرون ريخته بودند به همراه کميته‌های اجرايی در وزارتخانه ها مانع حمايت ارتش از بختيار بودند. در اين مرحله، پرشت و هال ساندرز به عنوان دو مقام ارشد وزارت خارجه آمريکا در امور ايران معتقد بودند که بهترين گزينه برای حل مشکل ايران ايجاد نوعی «راه حل ايرانی» از طريق از طريق ائتلاف بين بازرگان و بختيار است. در اين مسير مقامات وزارت خارجه آمريکا ترتيبی داده بودند که با همه جناح های سياسی درگير در موضوع ايران تماس برقرار شود.
روز دوم ژانويه (۱۲ دی)، سر آنتونی پارسونز سفير بريتانيا که آخرين روزهای ماموريت خود در تهران را سپری می کرد، يک مکالمه طولانی تلفنی با شاپور بختيار انجام داد.
در اين گفت و گو، بختيار اعلام کرد: «ده عضو از پانزده عضو کابينه خود را مشخص کرده و صرف نظر از يک اختلاف کوچک و مختصر، قم را نيز در کنار خود داشته و بازرگان و گروه‌های بازاری هم عملا در کنار او هستند. سنجابی با او همکاری نخواهد کرد، ولی بختيار اميدوار است که بتواند دل سنجابی را به دست آورده و او را به عضويت هر شورايی که پس از خروج شاه از کشور تشکيل خواهد شد در آورد.»
پارسونز پس از مکالمه تلفنی با بختيار، در گزارش خود به لندن چنين اظهار داشت: «واقعيت اين است که کشور در مرحله‌ای نزديک به فلج شدن است. فقط مقامات نظامی دارای قدرت انجام وظيفه هستند و تنها اپوزيسيون است که بر مردم نفوذ دارد. به قضاوت من، بختيار، که از همين حالا در خيابان ها با او مخالفت می کنند، بدون خروج فوری شاه از کشور پس از تشکيل دولت جديد، هيچ اميدی برای نجات ندارد. تنها چيزی که احتمالا می توان اوضاع را باثبات کرده و امور اقتصادی و اداری را آرام کند، خروج شاه است. حتی آن دسته از دوستان من که وفادارترين افراد به سلطنت هستند نيز طی چند هفته اخير کاملا نسبت به اين امر متقاعد شده اند.»
در يک گزارش سری توجيهی دفتر نخست وزير بريتانيا که در سوم ژانويه ۱۹۷۹ (۱۳ دی ۱۳۵۷) و سه روز قبل از آغاز اجلاس گوآدلوپ تهيه شده، تاکيد شد که يکی از تبعات انتخاب احتمالی شاپور بختيار به نخست وزيری ايران می تواند درخواست او از شاه برای خروج موقت از کشور باشد که اين اقدام می‌تواند آغازی بر پايان شاه و سلطنتش باشد.

سفارت بريتانيا در تهران در يکی از گزارش‌های توجيهی که برای استفاده جيمز کالاهان نخست وزير و تنها يک روز قبل از آغاز نشست سران در گوآدلوپ ارسال کرد، از احتمال مماشات موقت دولت بختيار با برخی از نيروهای معتدل از قبيل مهدی بازرگان و برخی از آيت‌الله‌های قم صحبت شده، ولی تاکيد شده که کريم سنجابی رهبر جبهه ملی که بختيار را از اين جبهه اخراج کرده، احتمالا از سر حسادت به مخالفت با دولت بختيار خواهد پرداخت. در ادامه اين گزارش درباره توفيق احتمالی دولت بختيار آمده است: «نيروهای ميانه ‌رو علاقمند هستند که به بختيار شانسی برای موفقيت بدهند، ولی اين موضوع به بستگی به اين دارد که شرايط عمومی مرتبط با خروج شاه موجب رضايت آيت الله خمينی خواهد شد يا نه؟»
سفارت بريتانيا در تهران در يکی از گزارش‌های توجيهی که برای استفاده جيمز کالاهان نخست وزير و تنها يک روز قبل از آغاز نشست سران در گوآدلوپ ارسال کرد، از احتمال مماشات موقت دولت بختيار با برخی از نيروهای معتدل از قبيل مهدی بازرگان و برخی از آيت‌الله‌های قم صحبت شده، ولی تاکيد شده که کريم سنجابی رهبر جبهه ملی که بختيار را از اين جبهه اخراج کرده، احتمالا از سر حسادت به مخالفت با دولت بختيار خواهد پرداخت.
سوال اصلی در اين گزارش اين است که «شرايط مطرح شده بين شاه و بختيار برای خروج شاه از ايران، بر خلاف نظر اردشير زاهدی و ژنرال‌های کمی تندرو، چه بوده و اين شرايط با توجه به تاکيد آيت‌الله خمينی بر ضرورت سرنگونی کامل نظام سلطنت در ايران، موضع انقلابيون در اين باره چه خواهدبود؟»
بر اساس يک گزارش سری از نشست سوم روز دوم کنفرانس گوادلوپ (شنبه ششم ژانويه)، در زمان طرح موضوع ايران، شرکت کنندگان (روسای جمهوری آمريکا و فرانسه، نخست وزير بريتانيا و صدراعظم آلمان) در اين نکته که شاه ظاهرا چاره ای جز ترک ايران ندارد نظر مشترک داشتند. جيمی کارتر از خروج شاه طی چند روز آينده خبر داد. با اين همه رييس جمهور آمريکا با لحنی اميدوار عنوان کرد که به نظر او بخت به ثبات رسيدن ايران در شرايط حاضر، در آستانه تشکيل دولت بختيار، بيشتر از دو هفته قبل است.
پارسونز همچنين در گزارش محرمانه هفتم ژانويه (۱۷ دی) با وجود تاکيد بر توافق بختيار با محمد رضا شاه برای خروج او از کشور دو روز پس از دريافت رای اعتماد کابينه جديد از مجلس شورای ملی، زمان خروج شاه را مبهم عنوان کرد و گفت اکنون به نظر می‌رسد که برنامه خروج شاه ظاهرا به تاخير افتاده است.
پارسونز درباره تبعات احتمالی تاخير در خروج شاه نوشت: «به نظر می‌رسد اين تاخير در برنامه زمانی اصلی که توسط بختيار پيش بينی شده، شانس نجات او را از بين می برد. فضا به طور کامل آکنده از تنش و انتظار است. خمينی پيشاپيش در پيامی که در پاريس صادر کرده دولت جديد را به عنوان نقشه‌ای خطرناک و اقدامی شيطانی محکوم کرده و از مردم خواسته با آن همکاری نکرده و به اعتصاب خود ادامه دهند. هر روزی که دولت بختيار با ادامه حضور شاه در کشور به کارش ادامه دهد، اين احتمال وجود دارد که بخت بختيار برای جلب حمايت اپوزيسيون از بين برود.»
در شرايطی که خود شاه نيز مصمم به رفتن به سفر بی بازگشتش به خارج از کشور بود، روز هشتم ژانويه (۱۸ دی) پارسونز نيز برای خداحافظی هميشگی از ماموريت در تهران به ديدار شاه در کاخ نياوران شتافت. در اين ديدار توديعی شاه به پارسونز گفت که دوست دارد همين امروز از ايران برود، ولی هنوز برای اين که قبل يا بعد از کسب رای اعتماد بختيار برود يا نه تصميمی نگرفته است.
مشکل اين جا بود که کسب رای اعتماد از مجلس شورا و سنا ممکن بود تا يک هفته طول بکشد و تعداد زيادی از نمايندگان خواهان صحبت درباره دولت جديد و وزرای پيشنهادی بودند و تعدادی از نمايندگان اعلام کرده بودند که در صورت ترک کشور توسط شاه از رفتن به پارلمان هراس خواهند داشت.
پارسونز به شاه گفت: «به دلايلی که هر دو ما می فهميم، تمرکز کل تنش بر روی شخص شاه است و تا زمانی که او در کشور حضور دارد مردم باور نمی کنند که چيزی تغيير کرده است. کشور در وضع برزخی است. تنها شانس برای بختيار و نجات نهايی سلطنت، رهايی از اين تنش است و اين مساله بدون خروج شاه از کشور ميسر نخواهد شد. به نظر من هر روزی که وضع کنونی ادامه يابد شانس موفقيت دولت بختيار از بين خواهد رفت. من البته موفقيت دولت بختيار را نمی توانم تضمين کنم. خطر بسيار جدی است، ولی در عين حال هيچ آلترناتيو ديگری در حد فاصل بين بختيار و ظهور سريع افراطی‌گری و اغتشاش هم نمی‌بينم.»
در ادامه اين ديدار، شاه با اعلام اين که برخی از امرای ارتش همچنان درتلاشند تا او را متقاعد کنند تا از خروج از کشور خودداری کند، عنوان کرد که با وجود تلاش شخصی او و ملکه برای تجديد نظر، ارتشبد جم از قبول پست وزارت دفاع خودداری کرده است، چرا که جم اعتقادی به موفقيت دولت بختيار ندارد.

شاه با اعلام اين که برخی از امرای ارتش همچنان در تلاشند تا او را متقاعد کنند تا از خروج از کشور خودداری کند، عنوان کرد که با وجود تلاش شخصی او و ملکه برای تجديد نظر، ارتشبد جم از قبول پست وزارت دفاع خودداری کرده است، چرا که جم اعتقادی به موفقيت دولت بختيار ندارد.

همزمان با اين گزارش و در همان روز، سفير بريتانيا برای خداحافظی به ديدار نخست وزير جديد ايران شتافت. در اين ديدار بختيار که به زبان فرانسه سخن می گفت عنوان کرد که در برنامه خود همه آن چيزی را که از حکومت مطالبه می‌کردند به آن‌ها داده است. بختيار بدون ذکر نام به پارسونز گوشزد کرد که شاه پيشنهاد نخست وزيری را دست کم به پنج نفر ديگر پيشنهاد کرده بود، ولی همه آن ها از پذيرش اين سمت خودداری کرده بودند، ولی او فکر کرده که در اين شرايط بغرنج وظيفه دارد که با وجود مشکلات اين مسئوليت را بپذيرد.

بختيار يکی از مشکلات کنونی کشور را به گردن آمريکايی‌ها انداخته بود که با ناديده گرفتن نيروهای اپوزيسيون شرايط را به اين مرحله رسانده بودند.
پارسونز در مقابل ضمن رد اين نظر گفت: «دولت بريتانيا چنين نبوده، ولی تا همين چندی پيش ادامه ارتباط و همکاری با ايران در صورت ارتباط با نيروهای اپوزيسيون ممکن نبود و هر گونه ارتباطی از اين دست سوءظن و دشمنی شاه را افزايش می‌داد. اين شرايط انتخاب ما نبود، و ما قادر به اصلاح اين امر نبوديم.»

در اين مقطع با آن که آمريکا و بريتانيا اميد چندانی به توفيق دولت بختيار نداشتند، ولی همچنان از او نيز همانند دولت های قبلی منصوب شاه حمايت می کردند. روز ۱۵ ژانويه ۱۹۷۹ (۲۵ دی ۱۳۵۷) تنها يک روز قبل از خروج هميشگی شاه از ايران، پيتر جی سفير بريتانيا در آمريکا در يک گزارش سری از قول سايروس ونس وزير خارجه آمريکا نوشت که بختيار با شنيدن خبر ارسال پيام حمايت آمريکا از دولت جديد ايران از ونس خواسته که اين پيام را علنی نکنند. چرا که به قول جی: «حمايت خيلی آشکار غرب از بختيار موجب دردسر او خواهد شد.» با اين همه ديگر اسناد اين مجموعه نشان می دهد که بختيار و همکارانش از علنی شدن حمايت واشنگتن از دولت وی ناراحت شده و در افکار عمومی ضرر کرده بودند.

(۲۵ دی ۱۳۵۷) 

…ونس همچنين تاکيد کرده بود که آمريکا تلاش می‌کند تا از بروز کودتا توسط ارتش جلوگيری کند…

ونس همچنين تاکيد کرده بود که آمريکا تلاش می‌کند تا از بروز کودتا توسط ارتش جلوگيری کند و به همين دليل به طور مرتب با جناح‌هايی از هر دو طرف مناقشه ايران در تماس است. او از «گروه بازرگان» به عنوان يکی از موارد مورد تماس از سوی مخالفان ياد کرد و عنوان نمود: «خمينی از آمريکايی‌ها خواسته تا او را در تماس با ارتشی ها قرار دهند. … ونس تاکيد کرد که بسيار مهم است که از درگيری خمينی و ارتش به عنوان دو نيروی اصلی ضد کمونيسم در ايران جلوگيری شود

روز ۱۹ ژانويه (۲۹ دی) سه روز پس از کسب رای اعتماد توسط دولت بختيار در مجلس شورای ملی و خروج شاه از کشور و همزمان با تظاهرات روز اربعين در ايران، ديويد نيوسام معاون جديد وزير خارجه، در نشستی محرمانه در سنای آمريکا به تشريح وضع ايران و مواضع دولت کارتر در اين مساله پرداخت و تاکيد کرد که ابراز حمايت دولت کارتر از دولت بختيار ادامه خواهد داشت.

به دنبال خروج دائمی پارسونز از ايران، تا زمان ورود سر جان گراهام سفير جديد، برای مدتی کوتاه چالمرز به عنوان نفر اول موقت سفارت فعاليت داشت.

چالمرز روز ۲۹ ژانويه (نهم بهمن) سه روز قبل از بازگشت آيت‌الله خمينی به ايران، از «نامحتمل و غير ممکن بودن فرضيه ائتلاف سه جانبه بين بختيار، خمينی و ارتش» خبر داد. بر اساس اين گزارش، اگرچه نيروهای مسلح و ارتشبد قره باغی رييس ستاد ارتش ايران همچنان در ظاهر از دولت بختيار پشتيبانی می کردند، ولی «مشکل نارضايتی در نيروی هوايی، هر چند در رده‌های پايين»، وجود دارد.

او (بختیار) مردی تاثير گذار، شجاع، باهوش و دوست داشتنی است، اگرچه من از اين می ترسم که او بيشتر فرانسوی است و کمتر ايرانی و قابليت انعطاف کمی برای يافتن راهی برای خروج از تنگنا دارد. اگر بختيار درست فکرکرده باشد که مردم کم کم از دست خمينی خسته خواهند شد، ممکن است نجات پيدا کند، ولی من می ترسم که نظر بختيار در اين مورد درست نباشد.

سر جان گراهام، سفیر بریتانیا در تهران

در اين زمان در لندن و واشنگتن از ارتشبد فريدون جم، به عنوان يکی از گزينه‌های در دست گرفتن قدرت با کودتا يا همراهی با انقلابيون مسلمان ياد می‌شد. در ديداری که بين جم و کينگمن بروستر سفير آمريکا در لندن، همزمان با بازگشت آيت الله خمينی به تهران، در روز اول فوريه (۱۲ بهمن) در لندن صورت گرفت، جم اعلام کرد: «او هيچ تماسی با خمينی ندارد، هرچند که توسط اطرافيان خمينی دريافته که آيت الله خواهان تماس با او است. … به نظر جم، اطرافيان خمينی تحت تاثير کمونيست‌ها هستند و توقع می‌رود که به محض کسب قدرت توسط خمينی، چپ گرايان از او جدا شده و اهداف خود را پيش ببرند. به گفته جم، هيچ يک از اطرافيان نزديک به خمينی در او نفوذ نداشته و در تصميم گيری‌های او تاثير ندارند.»

با اين همه ديدگاه جم درباره مهدی بازرگان و شاپور بختيار تفاوت داشت: «در پاسخ به سوالی درباره نقش احتمالی بازرگان، جم گفت که بارزگان بسيار مورد احترام خمينی و مردم ايران است. به گفته جم، بازرگان انقلابی نيست و مردی دارای ديدگاه‌های واقعی ليبرال است. او نه تنها می‌تواند رييس دولت شود، بلکه می‌تواند بهترين گزينه خمينی نيز باشد.»

به اعتقاد جم، «مشروعيت بختيار از مجلس شورای ملی برخاسته بود و اين مجلس، خود محصول ساواک و ابزاری در دست شاه بوده است.»

سر جان گراهام، سفير جديد بريتانيا، در ابتدای ماه فوريه وارد تهران شد و بلافاصله به ديدار ويليام سوليوان سفير آمريکا شتافت. در اين ديدار که روز چهارم فوريه (۱۴ بهمن) صورت گرفت، هر دو سفير، همچون ديگر دولت‌های غربی، از تداوم به رسميت و قانونی شناختن دولت بختيار در برابر دولت در آستانه معرفی توسط آيت الله خمينی خبر دادند.

به گفته سوليوان، دو جناح اصلی در صحنه سياسی ايران با هم بی ارتباط نبودند و در ارتباطاتی که توسط برخی از ياران امام خمينی از قبيل آيت الله محمد بهشتی، مهندس مهدی بازرگان و ديگران با دولت بختيار گرفته شده بود، مهمترين موضوع مورد اختلاف تعيين اين نکته بود که چه کسی بايد نظارت بر انتخابات مجلس موسسان را برعهده داشته باشد: «بختيار تشکيل يک کميسيون مختلط را نپذيرفته و خمينی هم بر کنترل کامل خود بر اين موضع پافشاری می کند

گراهام در يک گزارش مشابه ديگر ضمن پيش بينی معرفی بازرگان به عنوان نخست وزير دولت موقت انقلابی، از «ژنرال سابق احمد مدنی» به عنوان «رابط بين بختيار و خمينی و کسی که به شدت برای پذيرش يک راه حل از سوی طرفين، از قبيل منصوب شدن بختيار به يک سمت ارشد در دولت موقت خمينی تلاش می کند» ياد کرد.

روز پنجم فوريه (۱۵ بهمن)، بازرگان به همراهی مشاور امور بين المللی‌اش، عباس اميرانتظام به ديدار سفير جديد بريتانيا رفتند.

در اين دیدار، بازرگان اعلام کرد که بين جناح آيت ‌الله خمينی و بختيار به طور مرتب ارتباط وجود دارد، ولی اين مذاکرات به نتيجه‌ای نرسيده است. خمينی قانون اساسی ۱۹۰۶ مشروطيت و سلطنت پهلوی را غير قانونی می داند و حتی قبل از روی کار آمدن بختيار هم گفته بود که با هيچ مقام رسمی در ايران معامله نمی کند. از سوی ديگر، بختيار هم خود را نخست وزير قانونی می داند و در روزهای اخير نيز فاصله اين دو جناح بيشتر شده است.

پس از اين ديدار، سفير جديد بريتانيا به ديدار بختيار رفت و او را نيز در جريان گفت و گوی خود با بازرگان گذاشت. بختيار با اظهار شگفتی از مواضع اعلام شده توسط بازرگان در مخالفت با دولت بختيار گفت: «باور نمی کند که بازرگان که تا چند روز قبل خمينی را غيرقابل حمايت می خواند اکنون اين گونه عمل می کند.» بختيار در ادامه ضمن مخالفت با روی کار آمدن بازرگان به عنوان نخست وزی انقلاب گفت: «مانعی نمی بيند که وی به عنوان نخست وزير دولت سايه عمل کند. ولی اگر بخواهد به عنوان نخست وزير وارد کاخ نخست وزيری شود به سوی او تيراندازی خواهد شد

بختيار عنوان کرد که «آماده اصلاح قانون اساسی با روش‌های قانونی هستم نه از طريق پرتاب کوکتل مولوتف. … اگرچه خود شخصا يک جمهوری‌خواه هستم، ولی تغيير نظام خيلی زود است و سلطنت بايد ده تا بيست سال ديگر ادامه يابد

گراهام در پايان اين ديدار، بختيار را اين گونه تحليل کرد: «او مردی تاثير گذار، شجاع، باهوش و دوست داشتنی است، اگرچه من از اين می ترسم که او بيشتر فرانسوی است و کمتر ايرانی و قابليت انعطاف کمی برای يافتن راهی برای خروج از تنگنا دارد. اگر بختيار درست فکرکرده باشد که مردم کم کم از دست خمينی خسته خواهند شد، ممکن است نجات پيدا کند، ولی من می ترسم که نظر بختيار در اين مورد درست نباشد.»

شاپور بختيار در آيينه اسناد تازه آزاد شده در آرشيو ملی بريتانيا (بخش اول)

ایمری درباره دیدار با بختیار هم چنین نوشته است: «بختیار هم تماس نزدیکی با عراقی‌ها برقرار کرده و یک یا چند ملاقات دوستانه با صدام حسین داشته است. قدردانی بختیار از نیات صدام حسین، واقعا همانند اویسی است. همانند اویسی، به بختیار نیز امکاناتی داده شده تا برخی از افرادش در عراق مستقر شده و به داخل ایران نفوذ کنند. او هم یک ایستگاه رادیویی برای خودش دارد که از رادیوی اویسی جدا است.”

عراقی‌ها به بختیار و اویسی پیشنهاد کمک داده‌اند و صدام حسین شخصا به این موضوع اظهار علاقه کرده است. برادر او [برزان ابراهیم حسن التکریتی] رئیس سازمان امنیت [عراق] دستور کمک داده است. به بختیار پیشنهاد گشایش دفتری در بغداد داده شده و اویسی می‌اندیشد که اکنون می‌تواند گروه‌های کماندویی به داخل ایران بفرستد. آنان در این مرحله خواستار کمک بریتانیا به شکل تأیید نقشه‌هایشان هستند. آنها فکر می‌کنند روی آوردن به ما [بریتانیا] عاقلانه‌تر از کمک خواستن از آمریکا است.”

https://www.radiofarda.com/…/f4_bakhtiar…/24289337.html

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

شاپور بختيار در آيينه اسناد تازه آزاد شده آرشيو ملی بريتانيا

(بخش دوم)

https://www.radiofarda.com/a/f4_bakhtiar_activity_documents_britain_archive_02/24292446.html?fbclid=IwAR2Sg-g3xnLXI1RIXbbR5w7VP_TojHAO78jqvZE2LUtfuG-0AjpYOhmbjF8

در فاصله بهمن ۱۳۵۷ تا مرداد ۱۳۵۸، و دوران اختفا و خروج پنهانی اش از ايران، گزارش مهمی در اسناد رسمی بريتانيايی درباره شاپور بختيار وجود ندارد. آشکار شدن بختيار پس از شش ماه اختفا و آغاز مجدد فعاليت های سياسی او در فرانسه، به سوژه و محور جديدی برای وزارت خارجه بريتانيا تبديل شد.

بر اساس گزارش دوم آگوست ۱۹۸۰ (۱۱ مرداد ۱۳۵۹) فرانسيس گری‌ يه، يکی از مسئولان بخش خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا، بختيار در نخستين کنفرانس مطبوعاتی خود در پاريس، خود را با ژنرال شارل دوگل مقايسه کرد و گفت که او نيز همچون دوگل برای رهايی کشورش از اشغال مبارزه می‌کند.

گرير در گزارش خود علاقه حاکمان جديد ايران بر بازگشت بختيار به کشور را مردود فرض کرد و احتمال آشتی بختيار با نظام کنونی” را «بسيار بعيد» دانست. بر اساس پيش بينی گری ‌يه، با آغاز کارزار سياسی بختيار در پايتخت فرانسه، «احتمال دارد که پاريس به قبله گاه جنبش مقاومت در تبعيد تبديل شود.»

در گزارش گری‌ يه، هم زمان شدن آغاز فعاليت‌های علنی سياسی بختيار در پاريس با سخنان انتقادی اخير آيت‌الله کاظم شريعتمداری درباره لزوم خودداری روحانيان در مداخله در امور غيردينی و ديدارهای شريعتمداری با آيت الله حسن قمی و آيت الله عبدالله شيرازی دو مرجع منتقد ديگر در مشهد قابل توجه ارزيابی شده است.

در اين مقطع گزارش‌های متعددی به وزارت خارجه بريتانيا درباره فعاليت‌های سياسی بختيار ارسال می‌شد. موضع رسمی لندن در اين باره، توجه دقيق به فعاليت‌های بختيار به عنوان يک «گزينه ضعيف» بود که «اشتباه است او را به طور کامل از داستان خط بزنيم

نظرهای چهره‌های مختلف ايرانی در خارج از کشور درباره بختيار يکسان نبود.

رضا فلاح، قائم مقام شرکت نفت ايران در دوران محمد رضا شاه، اميد بازگشت سلطنت و سرنگونی جمهوری اسلامی توسط بختيار را ميسر می‌دانست. فلاح در ديدار هشتم آگوست (۱۷ مرداد) خود با آنتونی پارسونز لندن، گفت که مطابق رای مجلس، بختيار همچنان نخست وزير قانونی ايران است و مردم پشتيبان او هستند. به گفته فلاح، هدف فوری و تاکتيکی مخالفان حکومت جديد ايران، تاسيس يک دولت در تبعيد احتمالا در فرانسه و تحت رهبری بختيار بود.

بر اساس گزارش های تازه آزاد شده درباره نخستين روزهای آغاز جنگ ايران و عراق، در اين دوره، شماری از کشورهای عربی و اپوزيسيون ايرانی خارج از کشور، به خصوص اويسی و بختيار، بر اين باور بودند که با حمله عراق به ايران ظرف يک هفته ارتش ايران شکست خواهد خورد و در طول يک ماه حکومت اسلامی سرنگون شده و دولت جديد تحت حمايت عراق در تهران، يا دست کم مناطق اشغالی مستقر خواهد شد.

پارسونز در پاسخ به فلاح گفت که پشتيبانی بختيار به به قانون اساسی مشروطيت و اخذ فرمان نخست وزيری از شاه است. اين در حالی است که همين ارتباط با شاه و قانون اساسی مشروطيت حامی شاه، موجب هلاکت دولت بختيار شد.

به گفته پارسونز، حتی اگر بختيار بخواهد شورای سلطنت هم تشکيل بدهد باز هم بايد خود را متکی به جلب حمايت شاه يا وليعهد بکند و اين حمایت، بخت بختيار را برای بازگشت از بين خواهد برد.

نگاه همه ايرانيان مهاجر همچون فلاح و داوود آليانس به فعاليت‌های بختيار چندان خوشبينانه نبودند. مثلا، رحيم ايروانی مدير و مالک صنايع ملی شده کفش ملی در ديداری با يکی از ديپلمات‌های ارشد بريتانيايی در لندن بازگشت شاه يا وليعهد به ايران و يا حتی نشکيل شورای سلطنت، ولو در صورت مرگ آيت الله خمينی طی يکی دو سال آينده را منتفی دانست. ايروانی پيش بينی کرد که «نوعی رژيم دينی» برای يک يا دو دهه در ايران ادامه خواهد يافت.

اميرخسرو افشار ديپلمات ارشد و وزير خارجه سابق ايران نيز در روز دوم اکتبر (۱۰ مهر) در ديدار با يکی از ديپلمات‌های بريتانيايی مقيم تهران که موقتا به لندن آمده بود گفت که به توان بختيار برای جلب هيچ گونه حمايتی از داخل ايران اعتقاد ندارد و حمايت خارجی از بختيار هم به هيچ دردی نمی خورد.

افشار معتقد بود که اين معادله ممکن است در صورت فوت خمينی تغيير کند، ولی فعلا دورنمای روشنی برای موفقيت بختيار ديده نمی شود.

لرد پيتر کرينگتون، وزير امور خارجه بريتانيا، در يک گزارش سری به تاريخ ۲۳ اوت (اول شهريور) با نام بردن از داوود آليانس بازرگان يهودی ايرانی تبار به عنوان «شريک تجاری منچستری بختيار» از درخواست آليانس از مقامات بريتانيا در جهت واسطه شدن برای جلب همکاری حکومت صدام حسين در عراق با بختيار ياد کرده است.

کرينگتون عنوان کرد که حکومت عراق علاقمند است حکومت جديد ايران از طريق يک جنبش ملی گرايانه و نه يک حرکت راديکال سرنگون شود.

يکی از علاقمندان و حاميان بختيار در بين سياست ورزان بريتانيايی، جوليان ايمری، معاون سابق وزارت امور خارجه و نماينده با نفوذ و پر سابقه آن کشور بود. ايمری در نيمه آگوست (اواخر مرداد) در پاريس با بختيار ديدار کرد. در اين ديدار بختيار بخشی از «شکست خود برای نجات شاه» را به «انتخاب ديرهنگام خود» مرتبط کرد. اين در حالی بود که بختيار «اعتبار خروج شاه از ايران را متعلق به خود و بر اساس توصيه کارتر» دانست. به باور بختيار، خروج شاه از ايران مانع به راه افتادن حمام خون توسط ارتش ايران شد.

در اين ديدار، بختيار نيز مدعی لرزان بودن موقعيت حکومت جديد تهران شد: «رژيم خمينی بيشتر از چند ماه ديگر نمی‌تواند دوام يابد و چند گروه کمونيست و جدايی طلب آماده در دست گرفتن قدرت هستند.»

در ادامه اين گفت و گو، بختيار از احتمال انجام يک کودتا از جنوب کشور و بازگرداندن سلطنت به ايران به وسيله به تخت نشاندن رضا پهلوی وليعهد صحبت کرد. در عين حال بختيار شاه را «غير قابل پذيرش» ارزيابی می کرد و هيچ شانسی برای بازگشت او به قدرت در ايران قائل نبود.

در همين ديدار بختيار بار ديگر از ايمری نيز خواست تا ميانجی جلب حمايت حکومت صدام حسين در عراق از تلاش وی برای سرنگونی جمهوری اسلامی در ايران شود.

در تداوم اين گفت و گو و ديدار لرد جورج- براون، وزير سابق امور خارجه و اقتصاد در کابينه هارولد ويلسون و معاون پييشن حزب کارگر، با بختيار در پاريس بود که در روز ۳۰ اوت (۸ شهريور) براون با صدام حسين رييس جمهور جديد عراق، که تنها يک ماه و نيم از کودتای آرام او عليه احمد حسن البکر می‌گذشت ديدار کرد. در اين ديدار حامد علوان وزير امور خارجه عراق نيز حضور داشت.

در اين ملاقات براون با اشاره به امکان همکاری‌های بختيار و حکومت عراق، خواهان همکاری بغداد و بختيار عليه حکومت اسلامی ايران شد. آغاز فعاليت‌های راديويی و تبليغاتی طرفداران بختيار در داخل عراق از تبعات ديدار براو با صدام حسين بود.

جوليان ايمری در روز ۲۱ مارس ۱۹۸۰/ اول فروردين ۱۳۵۹ در ديداری با کرينگتون وزير خارجه بريتانيا با اعلام اين که با شماری از مخالفان تبعيدی سرشناس جمهوری اسلامی از قبيل بختيار، فريدون جم، غلامعلی اويسی و اردشير زاهدی ديدار داشته، گزارشی از فعاليت‌های آنان را ارائه کرد.

به گفته ايمری، عراقی‌ها به بختيار و اويسی پيشنهاد کمک داده ‌اند و صدام حسين شخصا به اين موضوع اظهار علاقه کرده است. برادر صدام [برزان ابراهيم حسن التکريتی] رييس سازمان امنيت [عراق] دستور کمک داده است. به بختيار پيشنهاد گشايش دفتری در بغداد داده شده و اويسی بر اين گمان است که که اکنون می‌تواند گروه‌های کماندويی به داخل ايران بفرستد.

ايمری ادامه داد، در اين مرحله اويسی و بختيار خواهان کمک بريتانيا در شکل تأييد نقشه‌های آنان هستند. به گفته اويسی و بختيار، «روی آوردن به بريتانيا عاقلانه‌تر از کمک خواستن از آمريکا است.»

لرد کرينگتون در واکنش به سخنان ايمری گفت که به نظر دولت بريتانيا، اويسی هيچ شانسی ندارد و همکاری او با بختيار هم تاکتيکی است. وزير خارجه بريتانيا افزود: «اقدام برای سرنگونی رژيم انقلابی با کمک گرفتن از خارج، نتيجه معکوس خواهد داشت و حتی ممکن است حکومت انقلابی ايران را در آغوش روس‌ها بياندازد.»

سه روز بعد در روز ۲۴ مارس [۱۹۸۰] (چهارم فروردين[۱۳۵۹])، داوود آليانس، در نيويورک با پارسونز که به تازگی نماينده دائم بريتانيا در سازمان ملل شده بود، مدعی تماس‌های گسترده بختيار در ايران و آماده شدن مقدمات بازگشت او به ايران شد.

آليانس عنوان کرد که بختيار تماس‌های سطح بالايی با ايران داشته و با اعضای ارشد تعدادی از کميته‌ها و حتی آيت‌الله بهشتی هم در تماس بود. به گفته آليانس، شريعتمداری هم آماده بود تا در زمان مناسب به هر کسی که امکان سرنگونی خمينی را داشته باشد قول همکاری بدهد.

نتيجه گيری پارسونز درباره ديدارش با آليانس اين بود: «بختيار به اين نتيجه رسيده که احساسات ضد خمينی در سراسر ايران در حال گسترش است و لحظه سرنوشت چندان دور نيست.»

پارسونز تاکيد کرد: ظاهرا بختيار پول زيادی برای اين عمليات دارد. صحبت‌هايی درباره فوران نعمت عراقی شده و آليانس از کمک اسراييلی‌ها به بختيار هم صحبت کرده است.

پارسونز در پاسخ به درخواست دوباره آليانس برای حمايت بريتانيا از بختيار، با کنايه به بازگشت آيت الله خمينی به ايران، اعلام کرد که در جريان امور ايران نيست، ولی برايش بسيار دشوار است که فکر کند در شرايط فعلی بختيار بتواند فاتحانه از طريق مهرآباد به ايران برگردد.

ديدارهای آليانس به نيابت از بختيار با مقامات بريتانيايی همچنان ادامه می ‌يافت. روز ۱۹ ژوئن/ ۲۹ خرداد، ديويد ميرز رييس بخش خاورميانه وزارت خارجه به دنبال درخواست اضطراری آليانس با او ديدار کرد. اين ديدار به دنبال ديدار بختيار با آليانس انجام شد.

آليانس تاکيد کرد که «بختيار هم اکنون در پول غلت می‌زند و آماده برای اقدام است. او يک سازمان در ايران و سه ايستگاه راديويی دارد، يکی به صورت سيار، مستقر و فعال در اطراف تهران، يکی در عراق و يکی در جايی ديگر.»

آليانس يک بار ديگر به نيابت از بختيار از ميرز درباره «موضع بريتانيا» در قبال فعاليت های بختيار سوال کرد. به گفته اليانس، بختيار از آمريکايی‌ها دست کشيده و آن‌ها را «احمق و بی‌ربط» می‌داند. ولی از نظر بختيار بريتانيايی‌ها عاقل‌ترند.

اين در حالی بود که آليانس اظهار داشت بختيار گفته است که حمايت بريتانيا از او «بوسه مرگ» است. بختيار هم ضمن تاييد ديدگاه «شريک منچستری» خود گفته بود که مقامات لندن بايد نقشه‌ای داشته باشند، چرا که آن‌ها زيرک‌تر از آن هستند که ساکت نشسته و اجازه دهند ايران به دست کمونيست‌ها بيفتد. او فقط يک تضمين حمايتی برای آغاز کار می‌خواهد و ارائه اين تضمين تضادی با سياست‌های لندن ندارد.

بر اساس يک گزارش محرمانه، در ديدار اندرو ويتلی خبرنگار پيشين بی.بی.سی و روزنامه نگار مقيم ايران با استيون لمپورت يکی از مسئولان ارشد بخش خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا، در ۲۵ ژوئن ۱۹۸۰/ ۴ تير ۱۳۵۹ مسائل مختلف ايران به ويژه وضعيت اپوزيسيون خارج از کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

به عقيده ويتلی، سه راديو خارج از کشوری صدای آزاد ايران (وابسته به اويسی)، راديو ايران (وابسته به بختيار) و يک رسانه گفتاری جديد به نام راديو وطن (از قاهره) تاثير زيادی در ايران داشتند. بر اساس اين گزارش، راديو وطن به احتمال قريب به يقين توسط آمريکايی‌ها حمايت مالی می‌شد.

ويتلی که مناسبات نزديکی با بختيار داشت، از احتمال حمايت عراق، عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خليج فارس از فعاليت های بختيار و اويسی سخن گفت.

ادامه اين ديدارها به سفر آخر ژوئن (اوايل تير) جوليان ايمری و پيتر تمپل موريس، ديگر عضو ارشد آن زمان حزب محافظه کار در پارلمان بريتانيا، به پاريس و ديدار طولانی و جداگانه آن دو با اويسی و بختيار منجر شد. ايمری و تمپل موريس گزارش هايی از اين دو ديدار تهيه و به مقامات بريتانيا ارسال کردند. اين ديدارها در فاصله‌ای کمتر از دو هفته قبل از شکست کودتای نوژه در ايران صورت گرفته بود.

بخش خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا در روز ۱۴ اکتبر/ ۲۲ مهر در يک گزارش سری از اقدامات مورد نظر بختيار و اويسی در برخورد با آغاز جنگ اين گونه سخن گفت: «بروز جنگ با توجه به دامنه کمک هايی که آن دو (اويسی و بختيار) از عراق دريافت کرده اند موجب سردرگمی آنان شده است. آنها احتمالا وسوسه شده تا به ايران برگردند و با کمک عراق اداره بخش های اشغالی خوزستان و يا کردستان را در اختيار خود بگيرند.»

در اين گزارش‌ها، درباره وضع مالی دو سياستمدار تبعيدی ذکر شده که ظاهرا هيچ يک از دو رهبر مشکل مالی نداشته و آنان احتمالا از سوی ايرانيان ثروتمند تبعيدی حمايت می‌شوند.

در اين ديدارها اويسی و بختيار يکديگر را متهم کردند که تحت حمايت مالی پرنسس اشرف پهلوی قرار دارند. ايمری عنوان کرده: «تعجبی ندارد اگر هر دو آن‌ها به نوعی مورد پشتيبانی حمايت خانواده سلطنتی و شايد مقداری هم از عراق کمک می‌گيرند.»

در ادامه اين گزارش درباره مناسبات ارتشبد اويسی و حکومت صدام حسين در عراق آمده است: «ژنرال اويسی چندين ديدار از عراق داشته و ادعا می‌کند که گفتگوهای خوبی هم با پرزيدنت صدام حسين داشته است. شماری از افسران اويسی در عراق حضور دارند. او يک ايستگاه راديويی در عراق دارد که برای ايران برنامه پخش می‌کند. او امکاناتی دارد که مردانش تقريبا هر زمانی که بخواهد می‌توانند در داخل ايران تردد کنند.»

ايمری درباره طبيعت پيوند اويسی و عراق می ‌نويسد: «اويسی معتقد است که صدام حسين بر اساس سه هراس، او را مورد پشتيبانی قرار می دهد. هراس از تصرف ايران توسط شوروی، در نتيجه سرنگونی رژيم بعثی در عراق، هراس از نفوذ خمينی در جامعه شيعه عراق و هراس از تبعات تجزيه کردستان ايران برای عراق.»

به گفته ايمری، شايد صدام در پس ذهنش جاه ‌طلبی تصرف خوزستان را داشته باشد. ولی در حال حاضر و با هر معياری، هراس قوی‌تر از طمع او است. اويسی کمک عراق به خودش را مهم، ولی محدود توصيف کرد.

اويسی همچنين عنوان کرد که ارتباطات دوستانه‌ای را با حکومت‌های مصر، اسراييل و عمان برقرار کرده و خواهان کمک از بريتانيا نيز هست و می‌خواهد اين خواسته را با کويت، امارات عربی متحده و شايد پاکستان هم مطرح کند.

ايمری درباره بختيار و ديدارهايش با صدام حسين چنين نوشته است:

«بختيار هم تماس نزديکی با عراقی‌ها برقرار کرده و يک يا چند ملاقات دوستانه هم با صدام حسين داشته است. قدردانی بختيار از نيات صدام حسين، واقعا همانند اويسی است.»

ايمری ضمن اشاره به اختلافات اويسی و بختيار ادامه می‌دهد:

«همانند اويسی، به بختيار نيز امکاناتی داده شده تا برخی از افرادش در عراق مستقر شده و به داخل ايران نفوذ کنند. او هم يک ايستگاه راديويی برای خودش دارد که از راديوی اويسی جدا است.»

بختيار به ايمری و تمپل موريس گفت که سازمانی گسترده در سراسر ايران دارد و تقريبا مانند شيوه دوران تبعيد خمينی، هواداران بختيار هم نوار سخنرانی‌های او را در داخل کشور توزيع می‌کنند. او بدون آن که جزيياتی از کارش را افشا کند، اعلام کرد که مورد حمايت ارتشيان ايران هم است.

ايمری معتقد بود که بختيار ارتباطات بين‌المللی خوبی داشت، ولی بيشتر تماسهای او با کسانی بود که برای ديدن او به پاريس می‌رفتند.

ايمری درباره روابط اويسی و بختيار نوشت:

«اويسی به خوبی از بختيار سخن گفت و از تلاش‌های او استقبال کرد، در عين حال گفت حاضر نيست که زير دست او خدمت کند. اويسی بختيار را سياستمدار حزبی و لابد خود را فرمانده حکومت نظامی می‌داند که بعد از برقراری نظم به مردم اجازه می‌دهد که با اجرای يک همه‌پرسی تصميم بگيرند

در مقابل، بختيار خواستار آن بود که «پس از تغيير حکومت توسط نظاميان و پاک کردن کشور از روحانيان و کمونيست‌ها» به عنوان فاز دوم دگرگونی وارد کار شود و پس از تاييد مردم در يک همه پرسی، بار ديگر قانون اساسی مشروطيت را جاری سازد.

ايمری افزود: بختيار هم از اويسی تعريف می‌کرد و حتما ارتباطاتی هم بين آن دو وجود دارد، ولی بختيار هم حاضر به اتحاد با اويسی نبود، چرا که فکر می‌کرد که اين اقدام وجهه او به عنوان يک رهبر ليبرال را مخدوش می‌کرد. هم اويسی و هم بختيار شرايط جمهوری اسلامی را روز به روز به سمت ضعيف‌تر شدن ارزيابی کرده و قدرت افرادی چون بنی‌صدر، قطب زاده و امثال آنان را در برابر آيت‌الله خمينی و روحانيان را ناچيز می‌دانستند. به گفته بختيار: «خمينی به علاوه بنی ‌صدر همچنان خمينی بود، ولی بنی ‌صدر منهای خمينی هيچ نبود.»

ايمری در ارزيابی و توصيه پايانی گزارش خود خطاب به وزير خارجه بريتانيا، با استناد به اطلاعات اويسی و بختيار درباره تقويت شدن حزب توده و مشکلات شديد داخلی و احتمال حمله نظامی شوروی به ايران، توصيه کرده بود که لندن برای جلوگيری از نفوذ و گسترش کمونيسم و شوروی از فعاليت‌های اويسی و بختيار حمايت کند.

بر اساس يک گزارش ديگر، ويتلی در روز ۱۷ جولای/ ۲۶ تير در ديدار با فرانسيس گری‌يه از مسئولان بخش خاورميانه وزارت خارجه کشورش خلاصه‌ای از گفت و گويش با جواد خادم در معرفی گروه‌ها و رهبران اپوزيسون ايرانی در تبعيد را مطرح کرد.

در بخشی از اين گزارش، از ارتشبد فريدون جم و دريادار احمد مدنی به عنوان حاميان بختيار ياد شده و عنوان شده که مدنی اکنون مخفی شده است. ديپلمات بريتانيايی در توضيح خود بر اين گفت و گو ضمن تعجب از موضع مدنی به دليل اين که هنوز در ايران است تعجب، و نسبت به فعاليت جم در گروه بختيار نيز ابراز ترديد کرده است.

در ادامه اين گزارش همچنين از گروهی به نام «نقاب» [نجات قيام ايران بزرگ] ياد شده که دارای يک شورای پانزده نفره در داخل ايران بوده و در زمان ارسال اين گزارش مدعی شده بود که در حال تدارک بازگرداندن بختيار به ايران طی سه ماه آينده است.

اين تلاش را می‌توان به ماجرای نوژه نسبت داد، چرا که همين گروه مسئوليت کودتای نوژه را نيز برعهده گرفت که در ۱۸ تير/ ۹ جولای و در فاصله گفت و گوی ويتلی با خادم و ديدار ويتلی با گری‌ يه، خنثی و با شکست مواجه شده بود.

در ادامه اين گزارش از قول خادم عنوان شده بود: «بختيار مطمئن است موقعی که زمانش فرا برسد، (آیت الله) شريعتمداری از او حمايت خواهد کرد.»

به دنبال چندين روز مصلحت انديشی، هماهنگی و کسب تکليف با وزارت خارجه بريتانيا، فريدون جاهد، خبرنگار بخش فارسی راديوی بی‌بی‌سی مصاحبه‌ای را با بختيار در پاريس در روز ۲۴ جولای ۱۹۸۰/ ۲ مرداد ۱۳۵۹ (سه روز قبل از درگذشت شاه) انجام داد. متن کامل اين مصاحبه نيز برای بازبينی و اعلام نظر برای وزارت خارجه بريتانيا ارسال شد.

اين مصاحبه در حالی انجام شد که بختيار قبلا در ديدار با داوود آليانس، راديوی بی‌بی‌سی را «صد در صد طرفدار خمينی» ناميده و عنوان کرده بود که انگيزه راه اندازی ايستگاه راديويی سيارش در ايران در جهت خنثی کردن تبليغات بی‌بی‌سی است.

در اين مصاحبه، بختيار در پاسخ به سؤالی درباره ادعای مقامات ايران درباره ارتباط بين کودتای نوژه و قصد اشغال ايران توسط عراق گفت: «من هرگز با اشغال ايران توسط عراق موافق نيستم، ولی متاسفانه ايران روز و شب به عراق حمله می‌کند.»

خبرنگار بی‌بی‌سی مجددا پرسيد: آيا عراقی‌ها به شما قول چيزی را داده‌اند؟ بختيار پاسخ داد: «من از هيچ کس قول نمی‌خواهم، ولی منافع متقابلی وجود دارد و ما هر دو ضد رژيم خمينی هستيم.»

مواضع اويسی و بختيار در موضوعات مختلف موجب شده بود تا ديگر گروه‌های اپوزيسيون علاقه‌ای به همگامی با آنان نداشته باشند. برای مثال، در گزارش ۱۵ آگوست/ ۲۴ مرداد سر جان گراهام (سفير فراخوانده شده بريتانيا از تهران) از قول ريچارد اپنهايمر روزنامه نگار بريتانيايی آمده بود که دکتر خسرو شاکری پژوهشگر و فعال سياسی ايرانی، در ديدا اخيرش به اپنهايمر گفته که او عضو جبهه‌ای از مصدق گرايان است و مصمم است تا خود را از شاپور بختيار، ژنرال اويسی و پاليزبان و منابع مالی و حمايت خارجی جدا نگاه دارد.

روابط اويسی و بختيار با حکومت صدام حسين پس از آغاز جنگ نيز ادامه يافت. روز ۶ اکتبر ۱۹۸۰/ ۱۴ مهر ۱۳۵۹، (دو هفته پس از آغاز جنگ)، الين شيولينو خبرنگار هفته نامه نيوزويک در تهران اطلاعاتی را درباره فعاليت‌های اپوزيسيون خارج از ايران در اختيار لمپورت گذاشت. به عقيده شيولينو: «ايرانيان تبعيدی در پاريس دچار يک آشفتگی جدی هستند و کاملا راه کنونی خود را گم کرده‌اند.»

شيولينو بر اساس ديدارهای اخير خود با اويسی و بختيار عنوان کرد: «اويسی کاملا مخالف عراق نيست، ولی بختيار همچنان اميدوار است که از عراق به عنوان سکوی پرشی برای بازگشت به قدرت استفاده کند. اخيرا از بختيار پرسيده‌اند که همکاری با عراق چگونه با ناسيوناليسم تطابق دارد؟ او گفته است: چون او ناسيوناليست است، وظيفه او نخست جنگ با خمينی است و بعد حفظ ايران از تجاوز عراق

يک گزارش سری ديويد ميرز مسئول بخش خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا به تاريخ ۲۵ سپتامبر ۱۹۸۰/ سوم مهر ۱۳۵۹، خبر از سفر بختيار به عراق در آستانه حمله نظامی عراق به ايران (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰/۳۱ شهريور ۱۳۵۹) می‌دهد. در ادامه اين گزارش عنوان شده که عراق از اپوزيسيون ايرانی خواسته تا در جبهه های نبرد پشت سر نيروهای عراقی حاضر شوند تا دول خود را در مناطق اشغالی تشکيل دهند.

بخش خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا در روز ۱۴ اکتبر ۱۹۸۰/ ۲۲ مهر ۱۳۵۸ در يک گزارش سری از اقدامات مورد نظر بختيار و اويسی در برخورد با آغاز جنگ اين گونه سخن گفت:

«بروز جنگ با توجه به دامنه کمک هايی که آن دو (اويسی و بختيار) از عراق دريافت کرده اند موجب سردرگمی آنان شده است. آنها احتمالا وسوسه شده تا به ايران برگردند و با کمک عراق اداره بخش های اشغالی خوزستان و يا کردستان را در اختيار خود بگيرند.»

در ادامه اين گزارش سری تصريح شده که در بين نيروهای اپوزيسيون مذکور اختلاف نظرهايی درباره نحوه واکنش در برابر جنگ وجود دارد. برخی نگران آن بودند که محکوم کردن حمله عراق به عدم وفاداری به متحدشان تعبير شود، برخی خواهان محکوم کردن صريح حمله عراق بودند و برخی فکر می کردند با محکوم کردن تجاوز عراق در بين نيروهای مسلح ايران محبوبيت کسب خواهند کرد. با اين همه به نظر می رسد که همه در اين مورد با يکديگر متفق بودند که بروز جنگ به تحکيم وفاداری مردمی به رژيم و روحانيان منجر شده و برنامه‌های آن‌ها را دست کم برای شش ماه به عقب انداخته است.

يک گزارش سری ديويد ميرز مسئول بخش خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا به تاريخ ۲۵ سپتامبر/ سوم مهر، خبر از سفر بختيار به عراق در آستانه حمله نظامی عراق به ايران (۲۲ سپتامبر/۳۱ شهريور) می دهد. در ادامه اين گزارش عنوان شده که عراق از اپوزيسيون ايرانی خواسته تا در جبهه های نبرد پشت سر نيروهای عراقی حاضر شوند تا دول خود را در مناطق اشغالی تشکيل دهند.

در پايان اين گزارش درباره بازتاب چنين اقدامی اين گونه هشدار داده شده است: «من معتقدم که ايجاد دولت جايگزين تبعيدی مثلا در خوزستان، به شدت می‌تواند بخت آنان را برای اين که هرگز توسط مردم ايران پذيرفته شوند را کاهش ‌دهد، مگر آن که عراقی‌ها خود را آماده فتح کل ايران کنند تا تبعيدی‌ها را به قدرت برسانند.»

روند اين رايزنی‌ها در ديدارهای بعدی لرد جورج- براون با مقامات عراقی، بختيار و اويسی در پاريس و مقامات وزارت خارجه بريتانيا ادامه يافت. معاون سابق وزير خارجه بريتانيا، در آخرين روزهای اکتبر ۱۹۸۰ با صدام حسين و طارق عزيز معاون نخست وزير عراق ديدار کرد. در بازگشت او از بغداد، سفارت بريتانيا در کويت دو گزارش در تاريخ ۲۹ و ۳۰ اکتبر/ هفتم و هشتم آبان، شمه‌ای از ديدار براون با مقامات عراقی را به لندن ارسال کرد.

در گزارش نخست، جورج- براون بر اساس گفت و گو با سران عراق عنوان کرد که با توجه به مواضع ضدغربی خمينی و معتدل تر بودن صدام از اين جهت، به صلاح حکومت بريتانيا است که با اپوزيسيون ايرانی برای سرنگونی حکومت تهران کمک کند.

براون با تشبيه کردن اقدام احتمالی گروه بختيار و اويسی تاکيد کرد که آنان می‌توانند به شيوه نهضت مقاومت ملی فرانسه در جنگ جهانی دوم، با همکاری با طرف مقابل ضمن استفاده از ضعف حکومت ايران، خوزستان را جدا کرده و حکومت خود را در آن جا شکل دهند.

لرد کرينگتون وزير خارجه بريتانيا در پاسخ به اين گزارش، با اشاره به تماس های مداوم لرد جورج- براون با صدام حسين، بختيار و ديگر گروه های تبعيدی ايرانی و حمايت از او از نقشه «خوزستان آزاد» و ترويج آن در بين دوستان ايران- عراقی او، خواستار دريافت توضيحات بيشتری درباره اين نقشه شد.

بر اساس اين گزارش براون تصريح کرد که به دنبال رايزنی‌های او با مقامات عراق، قرار است در همين هفته، اويسی، امينی و بختيار در پاريس جلسه ای تشکيل داده و تصميم دارند در بيانيه خود اين گونه بيان کنند:

«آنان نمی توانند به عنوان ميهن پرست حضور اشغالگران خارجی در ايران را بپذيرند، ولی با اين حال آنان با حمايت ضمنی عراق قادر خواهند بود که حکومتی را در جنوب ايران تشکيل دهند تا ديگر ميهن پرستان نيز به آن ملحق شوند.»

در همين ارتباط، کريس رندل کريس رندل يکی از مسئولان بخش تحقيقات خاورميانه وزارت خارجه بريتانيا در يک گزارش توصيفی محرمانه که در ابتدای نوامبر ۱۹۸۰ تهيه شده و مهر بايگانی هفتم نوامبر/ ۱۶ آبان بر آن خورده، در بررسی تحولات گذشته و حال خوزستان نوشت:

«يکی از دلايل يورش بی‌مهابای حکومت عراق به خاک ايران، اطلاعات گمراه کننده ايرانيان تبعيدی از جمله شاپور بختيار، مبنی بر اين بود که احتمالا به دليل وجود اغتشاش در ارتش و بی‌ثباتی رژيم به دليل مخالفت مردم، به ويژه در خوزستان، ايران قادر به جنگ نخواهد بود و مخالفت مردم موجب برافراشته شدن پرچم نيروهای آزادی‌بخش خواهد شد.»

بر اساس گزارش های تازه آزاد شده درباره نخستين روزهای آغاز جنگ ايران و عراق، در اين دوره، شماری از کشورهای عربی و اپوزيسيون ايرانی خارج از کشور، به خصوص اويسی و بختيار، بر اين باور بودند که با حمله عراق به ايران ظرف يک هفته ارتش ايران شکست خواهد خورد و در طول يک ماه حکومت اسلامی سرنگون شده و دولت جديد تحت حمايت عراق در تهران، يا دست کم مناطق اشغالی مستقر خواهد شد.

این پيش بينی هرگز به وقوع نپيوست و موجب آغاز يک بازی بدون برنده و دو سر باخت برای مردمان هر دو کشور ايران و عراق شد.

شاپور بختيار در آيينه اسناد تازه آزاد شده آرشيو ملی بريتانيا (بخش دوم)

توضیح ۸ – جواد خادم، عامل بختیار و از سازمان دهندگان کودتای نوژه بود. از ماهها پیش، تحت نظر اطلاعات ارتش قرار داشت. هرگاه سپاه، به دستور خمینی و با هدف، متلاشی کردن سازمان ارتش، عملیات دستگیری را انجام نمی داد، اطلاعات ارتش، تمامی دست اندرکاران آن کودتا را دستگیر می کرد و بر اعتیار خود نیز می افزود و سازمان ارتش نیز صدمه نمی دید و بسا صدام به خود، جرأت حمله به ایران را نمی داد. چه کسانی خمینی را مطمئن کرده بودند کسی به ایران حمله نمی کند و چرا او را با ناتوان کردن ارتش موافق کرده بودند، پرسش مهمی است که روزی پاسخ دقیق خود را خواهد یافت.

https://www.radiofarda.com/…/f4_bakhtiar…/24292446.html

سند جدید در باره رابطه مستقیم سیا با شاپور بختیار و گزارش وی از ملاقاتش با صدام

استفاده دولت امریکا از افراد و گروه‌های ایرانی برای انجام خرابکاری و اغتشاش بقصد تضعیف دولت برآمده از انقلاب، سبب تشدید جو خشونت و تقویت گروهای نظامی از جمله سپاه و کمیته‌ها و دادگاه های انقلاب شد. به بسته شدن جو سیاسی و تضعیف و حذف نیروهای سیاسی آزادی خواه، از جمله، حاصل این سیاست شدند. رویه امریکا را اسنادی که این دولت جدیدا منتشر کرده است، شفاف گزارش می‌کنند. تاریخ ۴۰ ساله اخیر نشان می‌دهد که افراد و گروهایی که بدنبال استفاده از قدرتهای خارجی بودند، خود وسیله کار قدرتهای خارجی شدند. دکتر بختیار از امریکا و صدام کمک گرفت و اما آنها بعد از استفاده و ایجاد جنگ ۸ ساله عراق برضد ایران و قربانی شدن دو نسل ایرانی و عراقی و کشته شدن بیش از یک میلیون جوان و تضعیف تمام کشورهای خاورمیانه، او را رها کردند. او یکی از عوامل بازسازی استبداد با عنوان ولایت مطلقه فقیه شد.

https://enghelabe-eslami.com/…/40572-2020-12-06-10-01…

https://enghelabe-eslami.com/component/content/article/21-didgagha/tarikhi/40572-2020-12-06-10-01-31.html

https://www.radiofarda.com/a/f4_bakhtiar_activity_documents_britain_archive_02/24292446.html

❊❊❊❊

سند جدید در باره رابطه مستقیم سیا با شاپور بختیار و گزارش وی از ملاقاتش با صدام

صدام حسین - شاپور بختیار

سایت انقلاب اسلامی در هجرت: در ماه نوامبر ۲۰۲۰، وزارت خارجه آمریکا اسناد در باره بحران گروگانگیری را از تاریخ نوامبر ۱۹۷۹ تا سپتامبر ۱۹۸۰، منتشر کرده است. بلافاصله پس از گروگانگیری، حکومت امریکا تمام اهرمهای فشار بر دولت ایران برای آزاد سازی سریع گروگانها را فعال می کند. برخی از این اقدامات عبارتند از:

بحران سازی در داخل ایران با کمک به گروه‌هائی برای ایجاد ناامنی و برخوردهای نظامی خصوصاً در مناطق مرزی ایران، کمک به نیروهای مخالف ایرانی در خارج از کشور از جمله پهلوی‌طبها و شاپور بختیار، هم برای استفاده از آنها در متزلزل کردن رژیم جدید و هم برای ایجاد یک آلترناتیو و در صورت امکان ساقط کردن دولت ایران.

فعال کردن رژیمهای عربی از جمله عراق، برضد ایران: صدام، در حمایت از امریکا، همان روزهای پس از گروگانگیری (سند شماره ۳۸ در تاریخ ۱۹ نوامبر ۱۹۷۹ برابر با ۲۸ آبان ۱۳۵۸) به آنها گفت می‌خواهد به قراداد ۱۹۷۵ با ایران پایان دهد. امریکا نیز ایجاد فشارهای اقتصادی با سعی بر کنترل قیمت نفت و نیز کنترل منبع اصلی درآمد ایران، یعنی نفت خوزستان از راه آسیب رسانی به پالایشگاهای نفت و یا حتی کنترل کامل استان خوزستان، در دستور کار قرارداد. می‌دانیم که برابر سندی، ارتشبد جمشید جم به امریکا پیشنهاد کرده بود خوزستان را تصرف کند و دولت برآمده از انقلاب را سرنگون کند.

پیشنهاد ارتشبد جم به امریکائیها در آبان ۱۳۵۸: امریکا به خوزستان حمله کند و بگذارد روسها هم شمال ایران را تصرف کنند!

alisedarat.com/2018/09/13/4133 

استفاده دولت امریکا از افراد و گروه‌های ایرانی برای انجام خرابکاری و اغتشاش بقصد تضعیف دولت برآمده از انقلاب، سبب تشدید جو خشونت و تقویت گروهای نظامی از جمله سپاه و کمیته‌ها و دادگاه های انقلاب شد. به بسته شدن جو سیاسی و تضعیف و حذف نیروهای سیاسی آزادی خواه، از جمله، حاصل این سیاست شدند. رویه امریکا را اسنادی که این دولت جدیدا منتشر کرده است، شفاف گزارش می‌کنند. تاریخ ۴۰ ساله اخیر نشان می‌دهد که افراد و گروهایی که بدنبال استفاده از قدرتهای خارجی بودند، خود وسیله کار قدرتهای خارجی شدند. دکتر بختیار از امریکا و صدام کمک گرفت و اما آنها بعد از استفاده و ایجاد جنگ ۸ ساله عراق برضد ایران و قربانی شدن دو نسل ایرانی و عراقی و کشته شدن بیش از یک میلیون جوان و تضعیف تمام کشورهای خاورمیانه، او را رها کردند. او یکی از عوامل بازسازی استبداد با عنوان ولایت مطلقه فقیه شد.

سند واقعیتی را در بردارد که همه سندهای از این نوع، در بردارند: بختیار برای جلب حمایت امریکا از خود، در گفتن دروغ و گزافه، اندازه نگه نمی‌داشته است. مراجعه کنندگان نظیر او، به امریکا، نیز همین رویه را داشته‌اند. غافل از این‌که نفس مراجعه به قدرت خارجی، گویای ضعف است. ولو سیا در گزارش خود می‌گوید نمی‌داند گفته‌های بختیار راست هستند یا نه، اما امریکا بمثابه قدرت می‌داند که این‌گونه کسان را چگونه آلت فعل خود کند. چنان‌که درتجاوز عراق به ایران، با کودتای نوژه و رفتن به اتفاق جورج براون، وزیر خارجه اسبق انگلستان و اویسی نزد صدام برای اطمینان دادن به او که ارتش ایران متلاشی است و توانا به مقاومت نیست و تحریص او به حمله به ایران و ایفای نقش ستون پنجم، آلت فعل شد. شخصی که بعد از شکست تجاوز عراق، به دروغ، مدعی شد عراق را به حمله به ایران برنیانگیخته ‌است، به قول خودش، دست کم، از پائیز 1358، با صدام ارتباط داشته و بر سر حمایت صدام از استقرار او در خوزستان و تصرف کویت توسط صدام با او معامله کرده‌است.

تاریخ سند ۱۱ دسامبر ۱۹۷۹ برابر با ۲۰ آذر ۱۳۵۸

دفتر بایگانی اسناد تاریخی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا

مرکز ، اسناد تاریخی ، روابط خارجی ایالات متحده ، ۱۹۷۷-۱۹۸۰. ، جلد ۱۱ ، بخش ۱ ایران : بحران گروگانگیری ، نوامبر ۱۹۷۹ – سپتامبر ۱۹۸۰

سند ۹۳

روابط خارجی ایالات متحده ، ۱۹۷۷-۱۹۸۰ جلد ۱۱ – بخش ۱ : بحران گروگانگیری ، نوامبر ۱۹۷۹ – سپتامب ر ۱۹۸۰

93- یادداشت از سوی ریاست سازمان اطلاعات مرکزی ترنر به وزیر خارجه ونس و دستیار امور امنیت ملی رئیس جمهور ( برژینسکی) ۱

واشنگتن ۱۱ دسامبر ۱۹۷۹

موضوع

رابطه مستقیم سیا با شاپور بختیار

۱- در ۸ دسامبر، یک افسر این آژانس رابطه مستقیم با شاهپور بختیار ‘۲ ‘ برقرار کرد (کمتر از ۱ سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است) یک کانال غیر مستقیم ارتباطی بین بختیار و این سازمان در اواخر ماه اوت تنظیم شده بود . ولی اخیرا بختیار، بخاطر وضعیت بحرانی در ایران ، درخواست مؤکد برای ملاقات با یک افسر سیا کرده است .

۲- در ملاقاتی یکساعت و نیمه با یکی از افسران ما، بختیار گفت او باور دارد که هر حکومت ماندگار آینده باید اندکی متمایل به چپ میانه و شامل عناصر شدیدا دست راستی و دست چپی به منظور کنترل کردن آنان باشد. او بر این باور است که خمینی حد اکثر تا سه ماه دیگر دوام نخواهد آورد. بدین‌خاطر، او در حال تلاش برای انسجام دادن به تشکیلات خود است. بختیار ادعا کرد که درست در حالیکه بنظر می‌رسد (کمتر از ۱ سطر از طبقه بندی خارج نشده است) او کار زیادی نمیکند، در واقع او خیلی پیشرفت کرده است. مخصوصاً او اظهار میکند که :

آ – او در حال جمع آوری و تشکیل یک «ستاد» در تهران است [صفحه ۲۴۳] برای طراحی برنامه بازگشت خود. در بین اعضاء افسران نظامی هستند که می‌توانند گروه‌های بزرگی را بسیج کنند و در زمان نیاز، آنها را برای حمایت از او فراخوانند .

ب -او در حال برنامه ریزی برای بازگشت به خوزستان در حدود یکماه دیگر است اگر شرایط اجازه دهند

ث -او روابط با دریادار مدنی استاندار خوزستان و فرمانده نیروی دریایی ایران برقرار کرده است [۳ سطر از طبقه بندی خارج نشده اند] .

د- او ارتباطاتی با [کمتر از ۱ سطراز طبقه بندی خارج نشده است] فرقه‌های شاخص کرد عراقی دارد [۲ سطراز طبقه بندی خارج نشده اند]

ای -جبهه ملی حالا کاملاً از او حمایت میکند و او اینرا بعنوان یک رویداد سیاسی اساسی تلقی میکند. علی‌الظاهر کریم سنجابی و دیگر مخالفان بختیار اخراج شده اند .

ف -ستاد او در تهران در حال حاضر یک ایستگاه سیار اف ام راه اندازی کرده که اعضاء از طریق آن نوارهای کاست سخنرانی های او را پخش میکنند .

ج – عراقی ها به او وعده حمایت داده اند در قبال موافقت او با اشغال کویت از سوی عراق. او قول داده است مخالفتی با الحاق کویت به عراق نکند. بختیار بر این باور است که او میتواند این معامله را فعلاً قبول کند ولی متعاقباً وقتی قدرت را در ایران در دست می‌گیرد، به قول خود در باره کویت عمل نکند .

ح – [۴ سطر از طبقه بندی خارج نشده اند] در باره ادعای بختیار بر میزان پیشرفتش، ما فاقد مدارکی دال بر اثبات یا رد آن، هستیم. ما به بررسی‌های خود برای درک سطح واقعی پیشرفت‌های او ادامه خواهیم داد .

۳- بختیار به افسر ما گفته است از تماس‌های ژنرال غلام علی اویسی فرمانده پیشین نیروی زمینی شاه نگران است. اویسی یک افسر بسیار شایسته‌ای می باشد که می تواند بسیار برای او، بختیار، مفید واقع شود. او احساس میکند که تماس‌های اویسی با والاحضرت اشرف و حامیان شاه میتواند مشکل ساز باشد. او تأکید میکند که او هیچ تمایلی به رابطه با خاندان سلطنتی سابق ندارد.

۴ – افسر ما از بختیار پرسید که او دقیقاً چه چیزی از دولت ایالات متحده آمریکا میخواهد، بختیار چنین پاسخ داد :

آ -او مایل است که ما بر دیگر دولت ها تاثیر بگذاریم که از او حمایت کنند. او مایل است مساعد رسانه‌ها از او حمایت کنند. او مایل است که ما بعضی از دولت‌ها را برای کمک مالی به او ترغیب کنیم [کمتر از ۱ سطر از طبقه بندی خارج شده است].

ب – او مایل است که ما شاه و حامیانش را دخیل نکنیم :

بختیار گفت که زمان بحرانی است بخاطر اینکه خمینی بزودی سقوط خواهد کرد و این ایجاد خلاء سیاسی میکند که باید پر شود. او گفت که آماده اقدام است و اگر حمایت مالی لازم از او بشود او بخت مناسبی برای موفقیت دارد. او گفته است با وجود اینکه او با خرسندی کمک های مادی از دیگر کشورها را قبول میکند، «مغز متفکر» باید آمریکا باشد .

۵- من توصیه میکنم که ما تاییده SCC و ریاست جمهوری را برای یافته ها در عملیات مخفی (سری) که ضمیمه شده کسب کنیم [۴ خط از طبقه بندی خارج نشده اند]

استنسفیلد ترنر (۳)

————————————————————————

ضمیمه

(واشنگتن بدون تاریخ)

یافته های ریاست جمهوری (۴)

بر حسب بخش ۶۶۲ کمک های خارجی قانون ۱۹۶۱، همانطور که اصلاح شده. راجع به عملیات در کشورهای خارجی بغیر از آنها که فقط به منظور جمع آوری اطلاعات (جاسوسی) هستند .

من در می یابم که عملیات ذیل در یک کشور خارجی برای امنیت ملی ایالات متحده مهم هستند، و دستور میدهم که ریاست سیا، یا برگزیده او، یافته های خود را به کمیته های مربوطه کنگره گزارش کند طبق بخش ۶۶۲، و این گونه گزارش ها را هر زمان لازم است تقدیم کند .

محدوده ایران

————————————————————————

شرح: هدایت تبلیغات و انجام عملیات سیاسی – اقتصادی برای تضعیف و مختل کردن رژیم خمینی؛ تماس گرفتن با رهبران مخالفین و دولت های علاقمند منطقه برای تشکیل جبهه وسیع ضد خمینی که قابلیت تشکیل دولت جایگزین را داشته باشد .

————————————————————————

۱- منبع : سازمان سیا، دفتر رئیس سیا عملیات 95M01183R: پرونده های خط مشی (۱۹۷۷-۱۹۸۱)، جعبه ۱، پرونده ۵ : رئیس سیا ترنر – پرونده های فقط چشم ها – موضوعات مختلف. سری ؛ حساس. برژینسکی و ترنر توافق کردند که این یادداشت و یادداشت ۵ دسامبر کلاریس را به کارتر نشان دهند (سند شماره ۸۵ را ملاحظه کنید) ولی به ونس نشان ندهند. (سازمان سیا دفتر رئیس سازمان عملیات

81 B00112R:

پرونده های موضوع، قوطی ۱۵، پرونده ۴۲ :

رئیس سیا/ معاون سیا/ ا ضا / یادداشت ها/ دستور جلسات ملاقات های برژینسکی/ ارون

۲- در آغاز یادداشت، کارتر نوشت: بختیار طرفی خطرناک است اگر او اشاره ای به همدستی آمریکا (کویت) بکند، «خیلی مواظب باشید»

۳- چاپ شده از یک کپی با این امضای تایپی .

۴- سری؛ حساس

۵- یک یادداشت با دست خط کارتر می گوید، «زیبیگ» (برژینسکی) جمله بندی را عوض کن تا مثبت شود – طرفدار آمریکا و طرفدار دموکراسی ج (جیمی کارتر)

93. Memorandum From Director of Central Intelligence Turner to Secretary of State Vance and the President’s Assistant for National Security Affairs (Brzezinski)1

Washington, December 11, 1979

SUBJECT

  • Direct CIA Contact with Shahpour Bakhtiar

1. On 8 December, an officer of this Agency established direct contact [less than 1 line not declassified] with Shahpour Bakhtiar.2 An indirect channel of communications between Bakhtiar and this Agency had previously been arranged in late August, but recently Bakhtiar, because of the critical situation in Iran, reiterated his request for a personal meeting with a CIA officer.

2. During the one and one-half hour meeting with our officer, Bakhtiar said that he believes any viable future government must be slightly left of center and must include elements of the far right and far left in order to control them. He believes Khomeini has three months remaining at most and, as a result, he has been making strenuous efforts to put his organization together. Bakhtiar contended that while it may appear [less than 1 line not declassified] he is not doing much, he has in fact made a lot of progress. Specifically, he professes that:

a. He has been assembling a “staff” in Tehran to plan for his return. Among the members are military officers who can mobilize large groups upon which he can call for support in time of need.

b. He is planning to return to Khuzestan in about a month if his planning permits.

c. He has established contact with Admiral Madani, Governor of Khuzestan Province and Commander of the Iranian Navy. [3 lines not declassified]

d. He has links to [less than 1 line not declassified] prominent Iraqi Kurdish factions, the [2 lines not declassified].

e. The National Front now completely supports him, and he considers this a solid political development. Karim Sanjabi has allegedly been thrown out along with others who oppose Bakhtiar.

f. His staff in Tehran is now operating a small portable FM station broadcasting cassettes of his speeches.

g. The Iraqis have offered him support in exchange for an agreement that he would not oppose their absorbing Kuwait. Bakhtiar believes that he can make this deal now but subsequently when in power in Iran ignore the part of the bargain concerning Kuwait.

h. [4 lines not declassified]

We lack corroborating evidence that would either confirm or deny that Bakhtiar has made as much progress as he avers. We will continue to check on his actual state of progress.

3. Our officer was also told that Bakhtiar is concerned about his contacts with General Gholam Ali Oveisi, former commander of the Shah’s army. While Oveisi is a highly competent officer and would be very useful to Bakhtiar, he feels that Oveisi’s contacts with Princess Ashraf and supporters of the Shah could cause trouble, and he emphasized that he wants nothing to do with the former royal family. [2 lines not declassified]

4. Our officer then asked Bakhtiar exactly what he wanted from the United States Government. Bakhtiar replied as follows:

a. He would like us to influence other governments to support him. He would like favorable media coverage. He would like us to encourage some governments [less than 1 line not declassified] to provide financial support.

b. He would like us to try and keep the Shah and his supporters from becoming involved.

Bakhtiar said that time is critical because Khomeini will soon fall, creating a political vacuum that must be filled. He said that he is prepared to move and that if he gets the necessary financial support he has a reasonable chance of succeeding. While Bakhtiar’s requests for assistance are modest, we believe from other information that he feels without US support behind him, and without direct US guidance, he has little chance of success. He has said that while he would willingly accept material assistance from other nations, the “brainpower” must come from the US.

5. I recommend that we obtain SCC and Presidential approval of the covert action finding which is attached [4 lines not declassified].

Stansfield Turner3

Attachment

Presidential Finding4

Washington, undated

Finding Pursuant to Section 662 of the Foreign Assistance Act of 1961, As Amended, Concerning Operations in Foreign Countries Other Than Those Intended Solely for the Purpose of Intelligence Collection

I find the following operation in a foreign country is important to the national security of the United States, and direct the Director of Central Intelligence, or his designee, to report this finding to the concerned committees of the Congress pursuant to Section 662, and to provide such briefings as necessary.

SCOPEDESCRIPTION
IRANConduct propaganda and political and economic action operations to weaken and disrupt the Khomeini regime; make contacts with Iranian opposition leaders and interested area governments in order to establish a broad, anti-Khomeini front capable of forming an alternative government.5
  • 1.Source: Central Intelligence Agency, Office of the Director of Central Intelligence, Job 95M01183R: Policy Files (1977–1981), Box 1, Folder 5: Turner—Eyes Only Files—Various Subjects. Secret; Sensitive. Brzezinski and Turner agreed to show this memorandum and Kalaris’s December 5 memorandum (see Document 85) to Carter, but not to Vance. (Central Intelligence Agency, Office of the Director of Central Intelligence, Job 81B00112R: Subject Files, Box 15, Folder 42: DCI/DDCI/Memrecs/Memos/Agendas of Brzezinski/Aaron Meetings)
  • 2.At the top of the memorandum, wrote: “Bakhtiar is a dangerous contact if he should imply any US complicity (Kuwait)—be very careful. C.”
  • 3.Printed from a copy with this typed signature.
  • 4.Secret; Sensitive.
  • 5.A handwritten noteCarter reads: “Zbig, Change wording to let it be positive—pro-US & pro-democracy. J.”

https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1977-80v11p1/d93

آدرس مطلب در سایت (سایت علی صدارت : رسانه‌های ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت) را در ذیل آورده‌ایم.

مطلب صوتی/تصویری را، می‌توانید مستقیما در این آدرس بشنوید/ببینید.

در این آدرس، بعضی دیگر رسانه‌ها که هم این مطلب و نیز برخی دیگر از مطالب سایت در آن‌ها منتشر می‌شوند، قابل دسترسی هستند.

از این راه هر کدام از ما هم می‌توانیم به سهم خود و به نوبه خود، برای احقاقِ حقِ آگاهی‌یابی و برای احقاقِ حقِ آگاهی‌رسانی، به عنوان یک «کنش‌گر حقوق بشر» فعال شویم. با عضو شدن، و دنبال کردن، و مشترک شدن، و رای‌دادن، و ابراز نظر، و پسندیدن، و پیاده کردن، و به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و با ابتکار برای سایر روش‌های هم‌رسانی، نقش‌آفرین گردیم:

https://alisedarat.com/2026/01/03/15009/



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر